تبليغاتX
کلبه من و عشقم پیمان


















کلبه من و عشقم پیمان

دوستت دارم چون به یک نگاه عشق منی

      www.bigoo.wswww.bigoo.wswww.bigoo.wswww.bigoo.wswww.bigoo.wswww.bigoo.ws

دوستت دارم

حتی اگر قرار باشد....

شبی بی چراغ ،در حسرت یافتنت...

تمام پس کوچه ها را زیر باران،قدم بزنم....

 

میدانی که طاقت دوری از تو را ندارم ولی جدایی با تو را دوست دارم.

  می دانی چرا؟

چون با اینکه جدایی از تو بسی برایم دشوار  است ولی در عین حال دلپذیر هم هست  

 زیرا به خاطر تو دلتنگی به سراغم می آید .

پس بدان که دل تنگی ها هم بخاطر تو دوست دارم و تو از حال من خبر نداری .

بنابراین:

              هر که می خواهد من و تو ما نشویم مرگش باد و خانه اش ویران.

ای عشق من ، ای عزیزترینم:

                چه خوب شد که به دنیا آمدی و چه خوب شد که دنیای من  شدی .     

 پس:    

  برای من بمان و بدان که هیچ چیز با ارزشتر از عشق نیست

                       و بزرگترین ویژگی عشق بخشایش است.

بنابراین:

 قلبم را که لبریز از عشق است به تو تقدیم می کنم و سوگند می خورم که تا ابد :

 

                 عاشقانه دوستت بدارم .

TinyPic image

 

 

تقديم به آقا پیمان جونم

تقدیم به کسی که همه جا به یادش هستم و لحظه ای مهربونی هاشوفراموش نمیکنم. ممنون که اینهمه بهم لطف و توجه داری. دوستت دارم
من میدانم
و در اعماق قلبم ایمان دارم که بیشتر از من که دوستت دارم
دوستم داری وعاشقم هستی
راه رفته ما را به نتیجه خواهد رساند
و سختیها و پستی و بلندیها
دستان ما را در دستان هم محکمتر خواهد کرد
من با همه ی صبوریم بهت عشق ورزیدم و خواهم ورزید
دوستت داشتم و خواهم داشت
تو بالاترین و بزرگترین لطف الهی هستی
و من به خاطر همه ی اینها خدا رو شکر کردم و میکنم
دستانم همیشه محتاج دستانت
و قلبم نیازمند قلبت
هیچوقت تنهایم نزار و سخت منو در آغوشت بگیر
دوستت دارم آقا پیمان جونم

این عشق گناه نبود
این عشق هوس نبود
این عشق تفریح نبود
این عشق عشقی زیبا بود
این عشق عشقی رویایی بود
این عشق مایه حیات بود
این عشق احساس اوج به بلندا بود
این عشق زیبا و دلچسب بود
این عشق آغوش دلدادگان بود
این عشق عشقی در خواب بود
این عشق عشق از دورها بود
این عشق سوزان دلها بود
این عشق ریشه در قلبها بود
این عشق راز و نیاز عاشقانه بود
این عشق خود عشق بود
 
 

خدایا این چه حسی است که برای لحظه ای رهایم نمی کند

حس بودن باتو در کنارتو در آغوش تو

من بااین حس غرق عشق با توهستم

عشقی که دل من را خون کرده

من در خون عشق توغرق نیازم

من تشنه را تو سیراب عشق خود کردی

دنیای عشق ومستی در پرواز عشق

تو خود عشقی عشقی که مرا همراه خود کردی

همراه هم سفر به دنیای عشاق دور دست

دستت را به من بده تا گرمای عشقت را در قلبم حس کنم

عشقی سوزان که قلب ما از آن جان دوباره گرفت

قلب من با قلب تو همزمان در این دنیا می تپد

من فقط دنیا را با تو و عشق تو می خواهم

من این حس عاشقی را با تو عشقم می خواهم
 

   آقا پیمان جونم

من بوس آتشینت را که وجودم را سوزوندحس کردم مثل همیشه

من بوس دیونه کننده ات را حس کردم دیونه وار عاشقتم مثل همیشه

من بوس مست کننده ات را حس کردم ومست وجود تو گلم مثل همیشه

من بوس شکرین و شیرینت را روی لبانم حس کردم مثل همیشه

من بوس آتشین عشقت را در ذره ذره وجودم حس کردم مثل همیشه

من بوس محکم وآبدار تو که نفسم را بند آورد حس کردم مثل همیشه

من بوس خراب عشقت با وجودم را حس کردم وخراب تو شدم مثل همیشه

من بوس خمار عشقت راحس کردم وخمار عشق تو شدم مثل همیشه

 

            پیمان جونم

                                             خدا پشت و پناهت زود برگرد

فداي شکل ماهت زود برگرد

هوا سرد است،شالت را بينداز

بگير اين هم کلاهت،زود برگرد

ببين اين گونه نگذاري بماند

دو چشمانم به راهت زود برگرد

                                                برايت نیست جايي مثل خانه

 بسوي زاد گاهت زود برگرد

بيا از زير قرآنم گذر کن

                خدا پشت و پناهت،زود برگرد                 

            

               عشق

 

از عشق سر شارم، غرق در دوست داشتن و دوست داشته شدن، وای که چه لذت بخش است زندگی

سراسر عشق و شورم، محبت تو ای فرشته ی مهربانم سرتاسر وجودم را تسخر کرده است

به خود ميگويم ای کاش زودتر تو را يافته بودم، کاش زودتر می شد دستان گرمت را حس کنم، اما راضيم و خدای را شکر ميکنم که يافتمت، اگر نمی يافتم زندگيم رو به تباهی بود اکنون!

در دايره ی چشمانت گرفتار آمدم، و از ياد بردم قوس رنگين کمان را در مقابل قوس زيبای ابروهايت

ديگر اين توفان نيست که دل مرا ميلرزاند بلکه تلاتم اشک در چشمان زيبای توست

ديگر با صدای رعد و برق دلم آشوب نمی شود بلکه اين صدای هق هق توست که دنيا را پيش چشمانم سياه می کند

ديگر اين برف و سرما و سرماخوردگی نيست که لرز بر اندامم مي نشاند، بلکه دوری دستان گرم توست که دستانم و وجودم را سرد ميکند

                     

                        حسودیم میشه

 

به دستهایی که نرمی دست تورو حس می کنند حسودیم میشه
به لب هایی که روی لبهات می لغزند حسودیم میشه
به تنی که آغوش گرم تو رو تجربه می کنه حسودیم میشه

به شونه هایی که تکیه گاه بی کسی هات شدند حسودیم میشه

به گوش هایی که صدای قشنگ تو رو می شنوند حسودیم میشه            
حسودیم میشه به اونی که عکسش می افته توآئینه ی چشمات

حسودیم میشه به اونی که توی قلبت کنگر خورده و لنگر انداخته

حسودیم میشه به اونی که فاصله اش با تو فقط نفسه

حسودیم میشه
......
حسودیم میشه به تنی که روحش تویی
!
حسودیم میشه به رگی که خونش تویی
!
حسودیم میشه به گلدونی که گلش تویی
!
حسودیم میشه به آسمونی که ماهش تویی
!
حسودیم میشه به کوچه ای که عابرش تویی
!
حسودیم میشه به انگشتری که نگین اش تویی
!
حسودیم میشه به ساحلی که دریاش تویی
!
حسودیم میشه به قابی که عکسش تویی
!
حسودیم میشه به کوری که چشمش تویی
!
حسودیم میشه به شبی که نورش تویی
!
حسودیم میشه به قلبی که عشقش تویی !


آره ...حسودیم میشه

www.bigoo.wswww.bigoo.wswww.bigoo.wswww.bigoo.wswww.bigoo.wswww.bigoo.ws

 

دنیازیباست اگر خدا باشد

دنیا زیباست اگر عشق باشد

دنیا زیباست اگرعاشق باشی

دنیازیباست اگرهدف تو باشی

دنیازیباست اگر نیازتو باشی

دنیازیباست اگر بانشاط باشی

دنیا زیباست اگر مقصودم باشی

دنیا زیباست اگردرکنارم باشی

دنیازیباست اگربا محبت باشی

دنیازیباست اگرآشتی باشی

دنیازیباست اگر دوست باشی

دنیازیباست اگرسالم باشید

دنیازیباست اگرشاکر باشی

دنیا زیباست اگر حرکت باشد

دنیا زیباست اگر امید باشد

دنیازیباست اگرماباهم باشیم

 

 

 

دنیای زیبا ی عاشقان زیباست..............

خورشید با گرمای عشقش ................

زمین ریشه حیات وزندگی ...............

درختان با شاخ وبرگ سبزشان..................

 دشت بیکران با سبزه زار............

 رودخانه با آبی خروشان ..................

کوه با عظمت وبلندایش ..................

پرندگان با آواز و پرواز زیباشون.................

باران بهاری بدون هیچ دلتنگی فقط عاشق..................

آسمان صاف و آبی با لکه ها سفید .....................

 

من و توچشم در چشم هم در آغوش هم با تن برهنه

لذت بوسیدن ونزدیکی با دنیایی از آرزوها ........................

 

 

 

 

 

می خوام از مزه بوس عشقم که دنیایی است بگم

بوس او  مزه شیرین عشق او را می دهد

بوسه او سفری به دورها به سرزمین عشقم می باشد

بوسه او گرماو سوز دلش از عشقش را نشان می دهد

بوسه او دیدار دوباره عشقم را بیادم می آورد

بوسه او همه خوبیهای عشقم را به رخم می کشد

بوسه او بوسه ای است به سرزمین عاشقان است

بوسه او نشان از عشق بی همتایش دارد به معشوق

بوسه او از دورها مثل اینه که من در آغوش اویم

آغوش پرمهر وگرم وعاشقانه ما با بوسه معنی دیگری پیدا میکند

بوسه ای که لبریز از دوست داشتن و عشق است

بوسه ای که نیرو بخش جان خسته مان است

 

 

 

من مستم مست از عشق با تو بودن    که هر لحظه اش دنیاییست

 شیرین شیرین از عشقی ناب که نمیتوانی لحظه ای نمیتوان

ترکش کردباید مثل شمع آب شوی تا شور و هیجان عاشق

 بودن را درک کنی باید چون پروانه دیوانه کویش باشی تا آغوش

 پر مهرش را بفهمی باید تشنه عشق معشوقت باشی که

برای یک لحظه دیدنش نتوانی تحمل یک دقیقه دوریش

را داشته باشی باید در یک تن باشی تا نتوانی دوریش را

 ببینی باید با او باشی تا بدانی گوهر ناب در صدف می ماند

 که باید تللویش را ببینی تا عشق واقعی او رادرک کنی

عشقی به پاکی و زلالی عاشق و معشوق برای عشقشان

 http://i7.tinypic.com/259af49.gif                

 عاشقتم

3dgirl.blogfa.com عكس متن هاي عاشقانه ، متن عاشقانه ، عكس هاي دخترونه

 

 

هنوز بعد مدتها باورم نمی شود بیدار باشم همه اینها را رویایی

 شیرین در خواب میبینم رویایی بس شیرین و دلچسب

از عشق تو گل خوشبو ، براستی من بیدارم آیا کسی

هست مرا هوشیار از این مست عشق کند ،

خدایا مرا در این رویای شیرین عاشقانه در کنار دلداده

 نازک تر از گلم برای همیشه در خواب ابدی بگذار

من تحمل این دنیای بی رحم و خشن را ندارم

من تحمل بی مهری و نامهربانی را ندارم

من خسته از بی مهری روزگار سختم

خدایا مرا در این آرمش ابدی با او بگذار

خدایا خدایا من این عشق را از تو دارم تویی که مرا

همیشه حامی بودی

تویی که درهمه سختی ها بدادم رسیدی

تویی که نور امید من در همه زندگیم بودی

من می دانم تو بامنی تو بودی که عشق او را بمن ارزانی داشتی

خدایا از تو و لطف تو ممنونم

 

 

احساسم مرغ عشقی را می ماند که در قفسی زرین بود

او پر داشت تا بپرد ولی از پرواز خبری نبود

او در یک شب ابری طوفان را پشت سر می گذارد

پر می زند پر می زند در جستجوی آرامشگاهی 

غافل که در دامی دیگر گرفتار می شود

دام عشق

او ن چیزی نیست جزعشق واقعی عاشق  

پرنده عشق هیچوقت پرواز را فراموش نخواهد کرد 

پرنده این را بدان تو با پریدن پرنده ای

ولی پرواز پرنده اینبار به تنهایی نیست

 او جفتی وفادار یافته است

حالا دیگر پرنده از پرواز نمی ترسد

پرنده دیگر تنها نیست

 

 Click to view full size image

 

اگر چه از تو دورم ولی حرف های گرمت امید بخش دل من است

می خوام بازم بهت بگم دوست دارم تا عشقم رو باور کنی و بدانی که

 قلبم خالصانه و عاشقانه برای تو می تپد

صادقانه اقرار می کنم بی تو هر لحظه برایم مرگ است و قسم به پاکی

 چشمانت که تا ابد دوست دارم

بی تو تنهایم. گوشت با من باشه: تو رو دوست دارم

 <br/><a href="http://i43.tinypic.com/21nqqvl.jpg" target="_blank">View Raw Image</a>

 

آری به او بگوئید...

بگوئید که من...

تا ابد در کنارش می مانم...

به او بگوئید که  همیشه به یادش هستم...

به او بگوئید که فقط او را می پرستم...

به او بگوئید که بدون حضورش من هم نخواهم ماند...

به او بگوئید که تمام خاطراتم با یاد اوست...

به او بگوئید که روزی دستانم را به دستانش می رسانم...

 

کی اشکاتو پاک می کنه شبا که غصه داری ...؟

دست رو موهات کی می کشه وقتی منو نداری ...؟

شونه ی کی همدم هق هق ت می شه دوباره ...؟

از کی بهونه میگیری شبای بی ستاره ...؟

برگ ریزونای پائیز کی چشم به رات نشسته ...؟

از جلو پات جمع می کنه برگای زرد و خسته ....؟

کی منتظر می مونه حتی شبای یلدا ...؟

که خنده رو لبات بیاد شب برسه به فردا ....؟

 

+نوشته شده در سه شنبه 1387/09/26ساعت12:3 بعد از ظهرتوسط فروغ | |

 

 

وقتي يكي و دوست داري حاضري جون فداش كني حاضري دنيا رو بدي فقط يه بار نگاش كني

 
به خاطرش داد بزني به خاطرش دروغ بگي رو همه جيز خط بكشي حتي رو برك زندگي


وقتي كسي تو قلبته حاضري دنيا بد باشه فقط اونيكه عشقته عاشقي و بلد باشه


 قيد تموم دنيا رو به خاطر اون ميزني خيلي جيزها رو ميشكني تا دل اون و نشكني


حاضري كه بگذري از دوستاي امروز و قديم اما صداش و بشنوي شب از ميون دوتا سيم


 حاضري قلب تو باشه بيش جشمهاي اون كرو فقط خدايي نكرده اون يه وقت بهت نگه برو


 حاضري هر جي دوست نداشت به خاطرش رها كني حسابت و حساااااابي از مردم شهر جدا

كني


حاضري حرف قانون و ساده بذاري زير بات به حرف اون گوش كني ووووووو به حرف قلب

 باوفات


 وقتي بشينه به دلت از همه دنيا ميگذري تولد دوبارته اسمش و وقتي ميبري


 حاضري جونتو  بدي يه خار توي دستاش نره حتي يه ذره گرد و خاك تو معبد جشاش نره


 حاضري مسخرت كنن تمون ادماي شهر اما نبيني اون باهات كرده واسه يه لحظه قهر


 حاضري هر جا كه بري به خاطرش گريه كني بكي كه محتاجشي و به شونه هاش تكيه كني


 حاضري كه به خاطر خواستن اون ديوونه شي رو دست مجنون بزني با غصه ها همخونه شي


 حاضري مردم همشون تو رو با دست نشون بدن و ديوونه هاي دوره كرد واسه تو دست

تكون بدن


حاضري اعتبارت و به خاطرش خراب كنن كارت و به كسي بدن جاش اون و انتخاب كنن


 حاضري كه بگذري از شهرت و اسم و ابروت مهم نباشه  كه كسي بخواد بشينه رو به روت


 وقتي كسي تو قلبته يه جيز قيمتي داري ديگه به جشمت نمياد اگر كه ثروتي داري


حاضري هر چي بشنوي حتي اكر سرزنشه فقط به خاطر اونيكه خيلي برات با ارزشه


 حاضري هر روز سر اون با ادما دعوا كني غرورت و بشكني و باز خودت و رسوا كني


 حاضري هر جي گل داري دونه  به دونه بشموري بسوزي از تب نگاش اسمش و وقتي

مياري


حاضري هر كي جز اون و ساده فراموش بكني پشت سرت هر چي ميگن جيزي نگي گوش

 بكني


 حاضري كه بگذري از مقررات و دين و درس وقتي كسي و دوست داري دیگه ترس معني

نميده


وقتي كسي و دوست داري صاحب كلي ثروتي نذار كه از دستت بره اين گنج خيلي قيمتي

 

 

 

 

دوستت دارم پیمان جونم

 

باور کن که دوستت دارم ای تنها بهانه برای زنده بودنم ، نفس کشیدنم دوستت دارم .... ای امید و آرزوی من ، دنیای من دوستت دارم.... ای تو به زیبایی یک گل سرخ ، به پاکی یک چشمه زلال ، به لطافت باران بهار دوستت دارم.... ای تو فصل بهارم ، همیشه یارم ، همدم این دل پاره پاره ام دوستت دارم.... ای تو آرامش وجودم ، همه بود و نبودم ، هستی و تار و پودم دوستت دارم.... ای تو طلوع زندگی ام ، ناجی لب تشنگی ام دوستت دارم.... ای تو عشق زندگی ام ، همیشگی ام ، ماندنی ام دوستت دارم.... دوستت دارم

 

باور کن که دوستت دارم ای تنها بهانه برای زنده بودنم ، نفس کشیدنم دوستت دارم .... ای امید و آرزوی من ، دنیای من دوستت دارم.... ای تو به زیبایی یک گل سرخ ، به پاکی یک چشمه زلال ، به لطافت باران بهار دوستت دارم.... ای تو فصل بهارم ، همیشه یارم ، همدم این دل پاره پاره ام دوستت دارم.... ای تو آرامش وجودم ، همه بود و نبودم ، هستی و تار و پودم دوستت دارم.... ای تو طلوع زندگی ام ، ناجی لب تشنگی ام دوستت دارم.... ای تو عشق زندگی ام ، همیشگی ام ، ماندنی ام دوستت دارم.... دوستت دارم

 

 حسرت ديدار تو بگذار بميرم... دشوار بود مردن و روي تو نديدن... بگذار بدلخواه تو دشوار بميرم... بگذار که چون ناله مرغان شباهنگ... در وحشت و انوده شب تار بميرم... بگذار که چون شمع کنم پيکر خود آب.... دربستر اشک افتم و ناچار بميرم... ميميرم از اين درد که جان دگرم نيست... تا از غم عشق تو دگر بار بميرم... تا بوده ام اي دوست وفادار تو هستم... بگذار بدانگونه وفادار بميرم

 

خداوند به تمام انسان ها دلی پر از مهر و صفا

بخشیده این ما هستیم که درک درستی از معنای

واقعی عشق نداریم. می گوییم عاشق هستیم اما

عشق این نیست که فقط بگوییم دوست داریم !

عشق را باید نشان داد. عاشق بودن یعنی

عمل کردن به خواسته دل ، یعنی از اعماق

دل محبت کردن ، محبتی بی کینه و بی ریا ؛

اون وقته که می تونیم بگیم :

" آره ما عاشق عاشق شدنیم . " 

 

 

 

اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم

 

سکوت را فراموش می کردی

تمامی ذرات وجودت، عشق را فریاد می کرد.

 

 

اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم

 

چشمهایم را می شستی

و اشکهایم را با دستان عاشقت به باد می دادی.

 

 

اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم

 

نگاهت را تا ابد بر من می دوختی

تا من بر سکوت نگاه تو

رازهای یک عشق زمینی را با خود به عرش خداوند ببرم.

 

 

ای کاش می دانستی...

اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم

 

هرگز قلبم را نمی شکستی

اگر چه خانه ی شیطان شایسته ی ویرانی است.

 

 

اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم

 

لحظه ای مرا نمی آزردی

که این غریبه ی تنها، جز نگاه معصومت پنجره ای

و جز عشقت، بهانه ای برای زیستن ندارد

 

 

 

دلت تنگ است ميدانم ، قلبت شكسته است مي دانم ، زندگي

برايت عذاب است ميدانم ، دوري برايت سخت است ميدانم … اما

براي چند لحظه آرام بگير عزيزم … 

گريه نكن كه اشكهايت حال و هواي مرا نيز باراني مي كند ، گريه  

نكن كه چشمهاي من نيز به گريه خواهند افتاد … آرام باش عزيزم ،  

دواي درد تو گريه نيست!  

بيا و درد دلت را به من بگو تا آرام بگيري ، با گريه خودت را آرام نكن...!  

با تنهايي باش اما اشك نريز ، درد دلت را به تنهايي بگو زماني كه  

تنهايي!

گريه نكن كه اشكهايت مرا نا آرام ميكند .! گريه نكن چون گريه تو را

به فراسوي دلتنگي ها ميكشاند ! گريه نكن كه چشمهايم طاقت اين  

را ندارند كه آن اشكهاي پر از مهرت را بر روي گونه هاي نازنينت  

ببينند ، و دستهايم طاقت اين را ندارند كه اشكهاي چشمهايت را از  

گونه هايت پاك كنند .! گريه نكن كه من نيز مانند تو آشفته مي شوم!  

گريه نكن ، چون دوست ندارم آن چشمهاي زيبايت را خيس ببينم!

حيف آن چشمهاي زيبا و پر از عشقت نيست كه از اشك ريختن

خيس و خسته شود؟

اي عزيزم ، اي زندگي ام ، اي عشقم ، اگر من تمام وجودت مي  

باشم ،اگر مرا دوست ميداري و عاشق مني ، تنها يك چيز از تو  

ميخواهم كه دوست دارم به آن عمل كني و آن اين است كه ديگر

نبينم چشمهايت خيس و گريان باشند! زندگي ارزش اين همه اشك  

ريختن را ندارد ، آن اشكهاي پر از مهرت را درون چشمهاي زيبايت  

نگه دار ، بگذار اين اشكها در چشمانت آرام بگيرند … عزيزم گريه نكن  

چون من از گريه هايت به گريه خواهم افتاد ! وقتي اشكهايت را

ميبينم غم و غصه به سراغم مي آيد!

وقتي اشكهايت را ميبينم حال و هواي غريبي به سراغم مي آيد !  

وقتي اشكهايت را ميبينم ، از زندگي ام خسته مي شوم! وقتي

اشك ميريزي دنيا نيز ماتم ميگيرد ، پرندگان آوازي نميخوانند ، بغض  

آسمان گرفته مي شود ، هوا ابري مي شود و پرستوهاي عاشق  

خسته از پرواز !

گريه نكن عزيزم… آرام باش عزيزم، بگذار اين اشكهاي گذشته را از  

گونه هاي نازنينت پاك كنم ، دستهايت رادر دستان من بگذار عزيزم،

سرت را بر روي شانه هايم بگذار عزيزم و درد و دلهايت را در گوشم  

زمزمه كن عزيزم … من مي شنوم بگو درد دلت را عزيزم!

با گريه خودت را خالي نكن عزيزم چون بغض گلويم را مي گيرد ، با

گفتن درددلت به من خودت را خالي كن تا دل من نيز خالي شود!

ميدانم وقتي اين متن مرا ميخواني اشك از چشمانت سرازير مي

شود آري پس براي آخرين بار نيز گريه كن چون اين درد دلي بود كه

من نيز با چشمان خيس نوشتم ....

 

 

 

شيريني ديدار بعداز فراق تو را انتظار ميكشم  دوري از تو برايم سخت بود و

 

 ملال اور اما شيريني  خنده هايت  تحمل فاصله ها را برايم اسانتر ميكرد 

   

حالا ديگرنزديك به توام  وجود نازنينت را حس ميكنم  خاطرات تلخ تنهايي و

 

 روزهاي  تكراري و بي كسي ام را دراين شهر از ياد برده ام   

 

   اينجا هوايش بوي تو رادارد  هر سو كه مينگرم توراميبينم كه لبخند به لب

 

 ايستاده اي و با چشمانت مرا فراميخواني همان چشماني كه شب وروز

 

هجرانشان رادر اشك نگاهم بر قلبم ميريختم 

 

چه شبها كه روياي دستان پرمهرت  خواب از چشمانم مي روبود و در دل

 

ظلمت شب تو را فرياد ميزدم

 

اري نازنينم   قلبم را به توباخته ام  قلبي كه زخم خورده  دشنه داغ بي وفايي

 

است  و ابراز علاقه تو مرحمي است  بر دردهاي ان.

 

حلقه عشقت بوسه گاه  لبهاي داغ من است         چه ساده عاشقت شدم .

 

صبورانه ميگذرانم اين چندروز را تا دوباره  جان بگيرم از ديدار تو.....

 

Image and video hosting by TinyPic

انگار كه نفرين شده ام به چه گناهي  نميدانم

 سرنوشت بازيها دارد با دل خسته من  اسير نفس او شدم وچه اسان تحقيرم ميكند

 سردرد امانم نميدهد چشمانم به سياهي ميرود همه جا تاريك است  خاك مرده

 برسرايم ريخته اند

 خنديدن را از ياد برده ام شادي با من غريبه است وچه دور ميبينمش  دست

 نيافتني ميماند

 سكوت مطلق

 اما دلم عجيب سنگين است  حال ميتوان گريست  نه ؟

 صداي سكوت است كه مي ايد  و من تنها نشسته ام با بغضي در سينه ام توان

 شكستنش را ندارم  شايد هم

 نميخواهم بشكنمش  مدتهاست كه بامن است  دامني ميجستم كه پناهم باشد و پرده

 اشكم  ميخواستم انجا سر در

 شانه هاي او هاي هاي گريه سردهم اما افسوس .....

 اشكهايم انگار خريداري ندارند

 و ظلمت شب است كه بر خانه ام حكم ميراند كورسوي اميدي ميبينم  يا كه شايد

 توهمي بيش نيست  دنيا با من غريبه است  وشب سهم من است از تمام روشنايها./

 

به تو تقديم ميكنم تمام احساسات دورنم را كه مشتاقانه تو را طلب ميكنند.

 به تو تقديم ميكنم لحظه لحظه هاي دلتنگي ام را كه به وسعت تمام روزهايي

 است كه بي تو سركردم.

 وبه تو تقديم ميكنم عشق را كه در تپشهاي قلبم و دراشتياق چشمان هميشه

 منتظرم يافتم.

 اين ارزشمندترين هديه من به توست   گوشه اي از قلبت پناهش ده وبا

 خورشيد مهرباني ات نگهبانش باش. هميشه در خاطرم خواهي ماند

 

 

هوای تنفسم راپر از یاد تو میکنم پر از عطر بویت از عطر چشمانت پر از قلب پر مهرت آرام دستانم را به دستانت می سپارم به دریای چشمانت چشم می دوزم لبانم را به سختی به حرکت وا می دارم وجاری می شوم مثل دریا مثل رود .د...و...ستت...دارم.
دوستت دارم برای قلب پاکت که استشمام آن مرا به زندگی به تو زنجیر می کندراستی می دانی تو مثل یاسی؟!
دوستت دارم برای چشمان اطلسی ات که دریای است قایقی که من پارو زنان به سوی تو می ایم و من می اموزم در عین نیستی میتوان بود وزیست راستی می دانستی تو مثل اطلسی ؟!
دوستت دارم برای باورها و ذهن روشن وشفاف که بی صدا درون قلبم پا می گذارد مرا در خود گره میزند و من گم می شوم در تو .
دوستت دارم برای قلب مثل شقایقت قلبی که عظمت را خجالت زده می کند قانونها را در هم می شکند وبراده های آهن و تکه های سنگ سیمان کنار گذاشته میشوند.وتو.....
تو هر روز در من متولد می شوی هر روز تولدت را به خودم به تو وبه دنیا تبریک می گویم .تو هر روز زندگی می کنی در من در لحظه های غایب اما حاضر.
گوشه دلم .....نه تمام دلم یک روز آرزو کردم گوشه ای از بهشت خاکی مال من باشد وتو آمدی شدی بهشت و حالا...
حالا آرزوی زیباتر دارم خدا به قلب پر مهرت بهشت ابدی هدیه کند.
اینبار نه با لرزشرسا از اعماق قلب فریاد می زنم دوستت دارم

 

 

  بايد فراموشت کنم چنديست تمرين می کنم من می توانم ! می شود !

  آرام تلقين می کنم حالم ، نه ، اصلا خوب نيست .... تا بعد ، بهتر می شود ...

  فکری برای اين دلِ آرام غمگين می کنم ، من می پذيرم رفته ای و

  بر نمی گردی همين !

 خود را برای درک اين ، صد بار تحسين می کنم ، کم کم ز يادم می روی اين

 روزگار و رسم اوست !

 اين جمله را با تلخی اش ، صد بار تضمين می کنم

 

 

دیگر از غم تو نمینویسم!

در مرداب عشق تو دست و پا زدن چه سود؟

 

 

 

بگزار غرق شوم تا ببینند سرنوشتم را فرشتگان،و مردمان مار صفت و کینه توز؛از بلندای زمین به ژرفای آسمان سقوط خواهم کرد  تا مردم بدانند این طوفان نیست که به زمین میوزد،این آه من است؛زلزله، زمان شکستن دل من است و سیل ،انبوه اشک من! شما که در تفهیم مفاهیم پوچ گم شدید همان بهتر که بهار را فقط شکفتن شکوفه بدانید و پاییز را عمر آن و زمستان را هم مرگش .چه کسی میداند امروز چندمین دل شکست،چندمین یاس شکفت و چندمین من پژمرد؟ ناله های لذت بخش مرا میشنوید؟شما که در اندوه سردی یخ زدید و در مه غفلت گم شدید!بگزارید غرق شوم تا فرشته نگهبانم که سالهاست نوشته استراحتی کند و کمی از جرعه آب چشمه ی صاحب خانه بنوشد...از بالا که مینگرم زمین ابری است !لکه های سیاه رنگی که نامش مردم بود،کم و بیش نقاط سپیدی در دل سیاهی چشمک میزد و در دل شب محو میشد.مردم هنوز نمیدانند که تمام خوشبختی شان مدیون شادابی یک گل سرخ است...

گاه آرزو میکنم تو چند لحظه ای خودت را جای من بگذاری و من باشی دلت من باشد چشمانت چشمان من باشد روحت روح من باشد تمام وجودت برای من باشد... آنگاه خواهی دید من چقدر برای رسیدن به تو بی قراری میکنم ... آنگاه خواهی دید چقدر شبها و روز ها از دوری تو اشک میریزم آنگاه احساس خواهی کرد من چقدر تو را دوست دارم و احساس خواهی کرد عشق را که تمام وجودم را فرا گرفته و به من وابسته شده است کاش این آرزو تبدیل به حقیقت میشد تا تو مرا بیشتر از همیشه باور داشته باشی باور داشته باشی که دوستت دارم باور داشته باشی که عاشق تو هستم عزیزم برایت مینویسم از عشق مینویسم تا مثل یک خاطره در ذهنت بماند همه احساساتی که تو میخوانی از این دل شکسته من است پس بخوان چون همه اینا حرف دل عاشق من است بخوان که نویسنده آن این قلب پر از امید من است همه دلخوشی من تویی همه دلخوشی من آن دستهایه گرم تو است همه دلخوشی  من آن قلب مهربان تو است و همه دلخوشی من آن صدای زیبای تو هست اگر مرا از یاد ببری اگر آن دستهایت را از من دریغ کنی اگر آن قلب مهربانت را از من بگیری و اگر روزی فرا رسد که دیگر صدایی از تو نشنوم آن زمان بدان که دیگر من در این دنیا وجود نخوام داشت بدان که آرزوهایم بر باد رفته اند بدان که زندگی برایم بی مفهوم شده هست و بدان که از خستگی و از نا امیدی به آن دنیا سفر کرده ام

 

     

   دلم هواتو کرده آسمان ابری شده

نمیدونی چه جوری دلم درگیر شده   

+نوشته شده در پنجشنبه 1387/07/25ساعت11:3 قبل از ظهرتوسط فروغ | |

 

کلام عشق

 

عشق مانند ساعتی شنی است که با قلب لبریز و با مغز تهی می شود .

 

عشق عشق است ، از بین نمی رود .

 

مرد با چشم هایش عاشق می شود و زن با گوش هایش .

عشق ورزیدن ، خود درس زندگی است .

 

عشق با چشم هایش نمی بیند بلکه با فکرش می بیند از این رو خدای عشق بال زد و تار یکی را ترسیم کرد .

بهتر است منفور باشی به خاطر چیزی که هستی تا محبوب باشی به خاطر چیزی که نیستی .

بعضی از انسانها برای بدست آوردن عشق می میرند و بعضی برای از دست دادن آن .

عشق مانند غنچه گل سرخ است ، می تواند پر از شکوفه شوئد یا به آرامی بمیرد .

عشق مانند غنچه گل سرخ است ، می تواند پر از شکوفه شود یا به آرامی بمیرد .

همانطور که به زیبایی تو خیره شده ام ، با خود می اندیشم ، هرگز فرشته ای را دیده ام که در ارتفاعی چنین پایین پرواز کند .

 .

بیا و بگذار تا صبح از عشق لبریز شویم ، بیا خود را با عشق تسکین دهیم.

عشق ، اشتیاقی شدید برای شدیدا دوست داشته شدن است .

عشق فرشته ای است در لباس هوس ...

هرگز نمی توانیم کسی را که به او لبخند نزده ایم از ته دل دوست داشته باشیم .

آتشی که عشق روشن می کند بسیار بیشتر از سردی و خاموشی ای است که تنفر به بار می آورد .

هر لحظه ای که صرف عشق ورزیدن نشود ، به هدر می رود .

عشق طریق مخصوص به خود را دارد .

نمی توانم به تو نشان بدهم که دوستت دارم . زمان این را نشان خواهد داد .

ازدواج زمانی کامل می شود که هر دو نفر به این باور برسند که به چیزی بیشتر از شایستگی خود رسیده اند .

اگر چیزی را دوست داری ... بگذار برود اگر به سوی تو بازگشت واقعا می خواهد که مال تو باشد .

 

 

عشق را بشناس تا شادی را بشناسی . بدون عشق ، شادی وجود ندارد .

زیبایی را با چشمانی زیبا بین می توان دید .

دو نیمه ، شانس کمی دارند اما با پیوستن ... بله ، آن ها کامل می شوند ... اما پیوستن دو انسان کامل یعنی زیبایی ، یعنی عشق .

دوری با عشق همان می کند که با با زبانه های آتش ، عشق کم مایه را خاموش می کند و عشق را شعله ور تر .

علاج تمام کجروی ها ، نادانی ها و جنایت ها ... عشق است .

هر چیز زیبا و جذاب خوب نیست ولی هر چیز خوبی ، زیباست .

عشق ترکیبی از یک روح در قالب دو تن است .

تحمل دوری خیلی چیزها برای من آسان است ، اما تحمل دوری تو نه .

عشق ناپخته م یگوید : من تو را دوست دارم زیرا به تو نیاز دارم . عشق پخته می گوید : من به تو نیاز دارم زیرا دوستت دارم .

هر کجا که عشق هست زندگی هست .

جایی که ما به آن عشق می ورزیم خانه است . خانه ای که شاید پاهایمان آن را ترک کند ولی قلبمان هرگز .

توانایی بیان اینکه چقدر کسی را دوست داری عشق است اما اندک

عشق ، هیچ محدودیت و پشیمانی نمی شناسد .

عشق فقط از سه حرف تشکیل شده که معانی بسیاری در پشت این حروف نهفته است .

عشق زمانی واقعی است که از قلب انسان برخیزد نه زمانی که بر زبان جاری شود .

تا زمانی که دل شکسته نشوی عشق را نخواهی آموخت .

به ندای قلبت گوش کن ، زیرا از حقیقت آگاه است .

در شب تاریک زندگی به تنهایی قدم می زنم ، تو شمع من هستی ، نور درخشان من !

عشق ورزیدن زمانی است که دیگر هیچ بهانه ای برای تنفر نداشته باشی.

آهنگ ، ترانه ای بدون کلام است و مرگ ، زندگی ای بدون عشق .

اگر واقعا عشق را یافتی ، به آن پرواز بده و رهایش کن . اگر خودش ماندن را انتخاب کرد ، به این معناست که عشق واقعی تو همان است .

عشق غیر قابل پیش بینی است . نمی دانی چه زمانی خواهد آمد .

عشق ، مهار ناشدنی است و همچنین کسی که در دام عشق گرفتار شده .

عشق ، سازی است که نوای دوستی سر می دهد .

اگر بعد از سال ها تو را ملاقات کنم ، چگونه باید به استقبال تو بیایم ؟

بودن یعنی عشق و عشق تو ، یعنی بودن .

فروش عشق حقیقی هرگز آرام نخواهد گرفت .

اگر بخواهید به قضاوت اشخاص بنشینید زمانی برای دوست داشتن انها نخواهید داشت.

امروز تو را بیشتر از دیروز ولی کمتر از فردا دوست دارم.

گر خودت را دوست نداشته باشی چگونه می توانی دیگران رادوست بداری؟

عشق حقیقی انجاست و به دنبال هیچ کسی نیست پس برو و ان را دریاب.

هرچه بیشتر عاشق باشی هم بیشتر ازار می بینی و هم بیشتر لذت می بری.

عشق مانند یک الا کلنگ پر فرازونشیب است.تورابه مسیر دیگر منحرف نخواهد کرد وبا تمام فرازو نشیب هایش به مقصد خواهد رساند.

 

 

عشق بسیار شبیه یک کرگدن است کوته نظر و عجول. اگر نتواند راهی پیدا کند ان را خواهد ساخت.

 

عشق مانند بیسکویت ترد است که اسان ساخته میشود و اسان میشکند.

می توان در یک ان عاشق شد.رها شدن از عشق است که زمان می طلبد.

عشق یعنی هیچگاه نگویی(پشیمانم).

عشق همچون سنگ ثابت و همیشگی نیست بلکه همچون نان است که هر روز باید از نو ساخته شود.

قبل از عاشق شدن بیاموز چگونه در برف بدوی بدون اینکه ردپایی از خود بر جای بگذاری.

عشق-چگونه چنین کلام کوچکی معنایی چنان بزرگ دارد؟

کسانی که عشقی ورای دنیا دارند نمی توانند از ان جدا باشند. هرگز نمیرد انکه دلش زنده شد به عشق.

وقتی کسی را دوست داری به او بگو فریاد بزن فورا و در همان لحظه بگو وگرنه تو را پشت سر خواهد گذاشت.

معشوق کسی بودن یعنی زندگی برای همیشه در قلب او.

عشق مانند جنگ است اسان شروع می شود و دشوار پایان می پذیرد.

عشق حقیقی ابدی است.

عشق...مانند شن روان است.اگر به ان چنگ بزنید از میان دستان شما خواهد لغزید. به ارامی پیمانه ای از ان بردارید تا روح شما را لبریز کند. همچنانکه شن در جستجوی پر کردن فضای خالی دستان شماست.

تنها عشق من از تنها تنفرم پدید امده است.

به من نگو چرا که همیشه ان را شنیده ام چیزهای زیادی برای نفرت وجود دارند ولی چیزهای بیشتری برای عاشق شدن.

شهوت برخاسته از ذهن است عشق برخاسته از قلب و روح.

عشق غذای روح است.

عشق مانند پیتزا است وقتی خوب است واقعا خوب است وقتی که بد است باز هم تا حدودی خوب است.

امروز عشق بورز تا هرگز دیروزت خالی نباشد.

زمانی که مرا بوسیدی متولد شدم وقتی که مرا ترکم کردی مردم ودر دو هفته ای که مرا عاشقانه دوست داشتی زندگی کردم.

من از عشق تو به چه چیزی خواهم رسید؟(( به عشق تو))

عشق واقعی را فقط می توان در چشمهای انسان عاشق دید. عشق نمی تواند حسد و غرور یا تشویش و نگرانی باشد عشق همان چیزی است که در اعماق قلب تو یافت می شود و اشتیاق کسی را دارد که قلب او نیز مشتاق توست.

 

عشق عمل بی پایان بخشش است. یک نگاه محبت امیز که عادت می شود.

با خودت و با عشق صادق باش.

صدای یک بوسه به بلندای صدای گلوله ی توپ نیست اما انعکاس ان مدت زیادی باقی خواهد ماند.

از زمانی که تو را ملاقات کردم *ما*نسبت به * تو*یا* من* سحر امیز تر شده است.

عشق لحظه ای است که تا ابد می ماند.

بزرگترین درس زندگی را بیاموز عشق: فراموشی و بخشش.

عشق هیچ خواسته ای جز براوردن حاجت خود ندارد.

عشقی که برای مدت های طولانی در قلبت باقی مانده همان عشقی است که بازگشتی ندارد.

از قلب خود پیروی کن تا هرگز پشیمان نشوی.

شما یک زن را به خاطر زیبائیش دوست ندارید او زیباست زیرا شما دوستش دارید.

عشق ابدی است ممکن است چهره ظاهری عشق تغییر یابد ولی جوهره ی وجودی ان هرگز.

عشق یک پیمان است عشق یک یادگاری است یک بار ان را ببخش و فراموشش نکن و هرگزاجازه نده از بین برود.

وقتی عشق و نفرت روح را خسته و وامانده کنند جسم به ندرت می تواند مدتی طولانی  دوام بیاورد.

عشق نزدیکترین چیز به نفرت است.

عشق برای نادان عقل است و برای عاقل نادانی و حماقت.

عشق زمانی است که برای شاد کردن معشوق احتیاجی به کلام نداشته باشی تنها لرزش قلب تو کافی است.

عشق زمانی است که بیهوده گویی را متوقف کنی و بتوانی به اسانی سکوت کنی.

زمانی که بتوانی فرزند متولد نشده ات را در میان بازوان او ببینی تو واقعا ان زن را دوست داری و عاشق او هستی.

ارزش زندگی به زمان و پول نیست. بلکه به مقدار عشقی است که در طول زندگی مبادله شده.

مهربانی در گفتار اعتماد می اورد. مهربانی در افکار باعث تعمق می شود. مهربانی در بخشش عشق می افریند.

به باور من حقیقت عریان و بی شائبه و عشق بی قید و شرط اخرین کلام در عالم واقعی است.

کسی که نمی تواند عشق بورزد راهی جز چاپلوسی و تملق ندارد.

به یکدیگر عشق بورزید ولی عشق را به بند نکشید بگذارید دریایی مواج در میان سواحل روحتان باشد. پیمانه های یکدیگر را پر کنید اما از یک پیمانه ننوشید از نان خود به یکدیگر بدهید ولی از یک لقمه نخورید با هم بخوانید برقصید و شادمان باشید اما بگذارید هر کدام از شما خلوت خود را داشته باشید.

هیچ اغازو پایانی نیست تنها اشتیاق بی حد زندگی است که وجود دارد.

هرگز لبهایتان را بر روی کسی نبندید که دریچه ی قلبتان را برویش باز کرده اید.

عشق به دو راهی نیاز ندارد  من به عشق یک طرفه باور دارم چرا که عشق خداست و خداوند تمامی انسان ها را دوست دارد. خواهی نخواهی ما به عشق * او* باز خواهیم گشت.

وقتی که احساس می کنید همه چیز از دست رفته است عشق خود را به هر قیمتی که شده نگه دارید.

دوری قلبت را شیفته تر می سازد.

عشق زندگی است و تو روشنایی زندگی من هستی.

عشق مانند خورشید است حتی اگر به ان برسید گرمای ان شما را خواهد سوزاند.

عشق می تواند در یک چشم بر هم زدن دنیایی را دگرگون سازد.

بهشت انجایی است که قلب هست.

وقتی تو با من هستی چیزی برای ترسیدن وجود ندارد.

ما مانند بالهای فرشتگان هستیم با عشق خداوند به یکدیگر متصلیم.

عشق من برای تو مانند زمان است اگر فقط لحظه ای صرف ان کنی تا ابد باقی خواهد ماند.

و بخاطر بسپار چنانچه نوشته شده است...دوست داشتن دیگران دیدن چهره ی خداوند است.

زندگی کن برای عشق و عاشق باش به خاطر زندگی.

عشق زمانی وجود دارد...که دو نفر دوست ندارند جدای از هم باشند. ان ها می خواهند همه چیز را بین قلب هایشان قسمت کنند.

عشق خون قلب است و شراب روح.

عشق رویایی زیبا است.

عاشق بودن یعنی بخشیدن تمامی وجودت به خاطر احساس خاصی که در اعماق قلبت وجود دارد.

عشق شاد کردن است نه شاد بودن.

به خاطر داشته باش ...عشق حلقه ای است که قلب ها را به هم پیوند می زند.

وقتی غمگینم دلم برایت تنگ میشود. وقتی تنهایم دل تنگ تو می شوم. ولی بیشتر از همه وقتی خوشحالم دلم هوای تو را دارد.

عشق از هر گل سرخی دلپذیرتر است. اما خارهای ان قلب تو را عمیق تر از هر خاری سوراخ می کند.

عشق ابدی است و اگر نباشد عشق نیست.

اگر موسیقی غذای عشق است پس بنواز.

گاه با چشم هایمان عاشق می شویم و گاه با دست هایمان و گاه با جسممان اما همیشه با قلبمان عشق می ورزیم.

می گویند عشق کور است...من می گویم عشق مهربان است.

عشق همه افکار منطقی را متوقف می کند.

هیچ یک از اعضای بدن در هنگام شکستن به اندازه ی قلب صدمه نمی بیند.

نمی دانم چقدر فقط می دانم دوستت دارم.

عشق از مرگ قوی تر است.

عشق واقعی ابدی است.

زندگی بدون عشق ....جاودانگی بدون شادی است.

عشق واقعی احساس عمیق درونی است. احساسی پنهان کردنش غیر ممکن است.

عشق واژه ای بیش اما معانی بسیاری دارد.

عشق اعتیاد شدید روح انسان است. حتی کسانی که ان را تجربه نکرده اند ارزو می کنند فرصتی برای عشق ورزی با شخصی خاص داشته باشند.

صدایت لرزشی در درونم به وجود می اورد ولبخند تو دعوتی است برای تصورات من به سوی جنون.

هر کاری که انجام داده ام به خاطر تو بوده است.

عشق واقعیت است. عشق مهربان است. اگر در جستجوی عشق نباشی عقب خواهی ماند.

عشق خواهد مرد اگر محکم به ان بچسبد و به پرواز در خواهد امد اگر خیلی ارام نگهش داری.

اگر من عاشق تو هستم پس وظیفه ی تو چیست؟

عشق زمانی است که شما می خواهید به درون وجود دیگری راه یابید و قلبتان را به دیگری پیوند بزنید.

برای گفتن ( دوستت دارم) تنها لحظه ای کافیست. اما برای اینکه نشان بدهید چقدر...یک عمر زمان لازم است.

با عشق زندگی کنید چرا که از دست دادن عشق از دست دادن زندگی است.

عشق: دو روح است با یک فکر. دو قلب است با یک ضربان.

در کنار تو هر روز ولنتاین است. گل رز پژمرده می شود اما بگذار تو مال من باشی.

عشق یعنی وزیدن باد در زیر بالهای تو.

تو دختری را بخاطر زیبائیش دوست نداری. تو او را دوست داری زیرا او ترانه ای می خواند که تنها تو ان را می فهمی.

عشق زمانی تو را ازار می دهد که بفهمی هرگز به واقعیت نخواهد پیوست.

تمام عمرم خواستار کسی چون تو بوده ام و خدا را شکر می کنم که بالا خره تو را پیدا کردم.

عشق نگاهی گران به چشمان ما می بخشد.

عشق زیبا ترین احساس است نه برای پنهان کردن بلکه برای در میان گذاشتن با تو.

عشق بدون دوستی هیچ است.

از دست دادن تو سخت ترین قسمت زندگی من است. پس برای ملایم کردن زندگی ام بیا و همسرم باش.

چقدر خوشبخت هستم که می توانم در کنار تو قدم بزنم. به تو تکیه کنم و در میان گرمای عشق تو زندگی کنم.

موسیقی عشق است در جستجوی یک اثر.

امروز روز دیگری است که عشق ما می تواند کمی بیشتر رشد کند.

گاهی  تا زمانی که کسی به ما بی توجهی نکند نمی دانیم چقدر به او علاقه مندیم.

ایا می دانستید که همه ی ما بمب بزرگ ساعتی در خود داریم که عشق نامیده میشود؟

هرگاه در چشمان تو می نگرم ابدیت را می بینم.

همیشه تو را بیشتر از دیروز دوست خواهم داشت.

اگر عشق چنان مهم است که هیچ کس نمی خواهد ان را از دست بدهد چرا زمانی که عشق واقعی را پیدا می کنیم به ان توجه نمی کنیم؟

عشق مانند یک کتاب باز شده است وقتی ان را باز کنید هرگز نمی خواهید که ببندید.

فرسنگ ها خواهم رفت تا تو را بیابم.

عشق هرگز نمی میرد.

عشق مانند جواهری گرانبهاست...تا زمانی که شروع به درخشیدن نکرده است نمی دانی چه چیزی داری و زمانی که درخشش ان را دیدی هرگز نمی توانی بدون ان زندگی کنی.

عشق واقعی تنها در ذهن است... تا زمانی که در قلب جریان پیدا نکند هرگز به واقعیت تبدیل نخواهد شد.

عشق و جنون بسیار شبیه به هم هستند... در هر دو حالت دیوانه هستی!

ابراز عشق خیلی اسان تر از تو صیف کرد ان است.

اندیشیدن به تو چون ماهی ه شب تابستان را روشن می کند به قلب من گرما می بخشد.

اگر دستان تو در دستان من باشد تا پایان جهان پا بر جا خواهم ایستاد.

شاید عشق هایی را پیدا و از دست داده باشم شاید قلبم شکسته باشد اما اکنون امید عشقی که در راه است لبخندی بر لبانم نشانده.

عشق یک معماست. ناگهان به دام عشق گرفتار میشوی و از ان لحظه به بعد قلبت به درد می اید و در رنج می افتی. عشق بیماری روح است. قوی باش... گریه نکن. امیدوار باش چرا که عشق الام قلب تو را التیام خواهد بخشید.

عشق واقعی زمانی است که شما مدت ها بعد از اینکه موزیک متوقف شده است هنوز به رقصیدن ادامه می دهید.

ای عشق: ای عشق شیرین چرا اینچنین پیچیده ای؟

این نیز بگذرد.

عشق من مانند یک درخت است. ریشه هایش هر روز عمیق تر رشد می کنند و هیچ راهی برای از ریشه کندن ان ندارم.

همیشه از یک قلب شکسته قطره اشکی فرو می چکد.

عشق یک رویای جادویی است که برای همیشه در ذهن ما جای خواهد داشت.

فرشتگان عشق را می گیرند وبر قلب ما می پاشند.

+نوشته شده در چهارشنبه 1387/07/03ساعت8:23 بعد از ظهرتوسط فروغ | |

اینم موزیک مورد علاقه عشقم پیمان با لا خره پیدا کردم

 

 

 

پیمان اگه یه روز  می تو نستم مجازاتت کنم  از تو می خواستم به اندازه یی که تو رو دوست دارم

 

 دوستم داشته باشی تا  درک کنی چه می کشم از دوری تو زودتر بر گرد انتظار شیرینه و تحمل

 

اون واقعا منو از پا در آورد به امید روزی که تو رو از نزدیک لمس کنم البته اگه اون  روز  نمیرم تو رو دیدم

 

فکر کنم از خوشحالی بمیرم زودتر بر گرد ایران منتظرم

سقفی كه هیچ گاه فرو نریخت

+نوشته شده در چهارشنبه 1387/06/20ساعت8:53 بعد از ظهرتوسط فروغ | |

 www.bigoo.wswww.bigoo.wswww.bigoo.wswww.bigoo.wswww.bigoo.wswww.bigoo.ws

www.bigoo.wswww.bigoo.wswww.bigoo.wswww.bigoo.ws

 

 

 

  

دوستت دارم پیمان جونم
 

 

پیمان اگر تو نباشی

 

 پیمان دنیا بدون تو خواب است

 

پیمان  من بدون تو مرده ام

 

 پیمان گلها پژمرده اند

 

پیمان سوسن و سنبل غمگینند

 

 پیمان اگر تو نباشی

 

بهار نارنجستان دلم می خشکد

 

 پیمان چوپان در نی نمیدمد

 

و بره ها راهشان را گم خواهند کرد

 

پیمان کودک دل بهانه اش را از سر میگیرد

 

پیمان فروغ  عاشق برای که بنویسد

 

فروغ عاشق برای که بسراید

 پیمان اگر تو نباشی

 

مهتاب نمی تابد

 

آسمان می گرید

 

رود میخروشد

 

باد طوفانش را

 

و دریا امواجش را

 

و ملخ  مزارع  را

 

ویران می کند

 

اگر تو نباشی

 

لیلی، مجنونش  را فراموش میکند

 

شیرین ، فرهادش را

 

مانند هر سنگی و کلوخی می بیند

 

 پیمان اگر تو نباشی

 

ماشین زمان بی حرکت می ماند

 

سرما در تن زمین می خشکد

 

نرگس در نرگس زاران نمی روید

 

و دیگر عروسکم سنگ صبورم نخواهد بود

 

و گل سرخ باغچه با من سخن نمی گوید

 

 پیمان اگر تو نباشی

 

بلبلان روزه سکوت می گیرند

 

شب با لالایی من بخواب نمیرود

 

و روز پشت ابرهای خشمگین پنهان می شود

 

اگر تو نباشی  همه چیز برای من نا بود می شود

پس برای من بمان  پیمان

  

 

                      پیوند

 

عزیزم بیا برویم به دور دستها 

 

من  باشم  وتو  

 

پیوندمان ، عشق 

 

حجله امان دشت

 

پر مرغان پرنیان بسترمان  

 

آب چشمه شرابمان 

 

سیبی  سرخ  طعاممان  

 

ستارگان آسمان چراغانی جشنمان  

 

بلبلان ، آواز خوان جشنمان

 

غزال وآهو میهمانمان

 

گل سرخی هدیه امان

 

گردنبندی از خورشید

 

و حلقه ای از نور ستارگان کابینمان  

 

خطبه امان ، غرش رود 

 

شاهدمان  ، خدا 

 

و پیوندمان ، سرخی  خونمان

 

و بودنمان ، بود ن هم

 

 و آرامگاهمان  قلبمان 

 

امضایمان دوستت دارم پیمان ، دوستت دارم فروغ

 

 

عشق سراسر وجودم را گرفته و مرا در کوچه هاي باريک خود به هر سو مي کشاند.قلبم مي ﭠﭙد و مرا صدا مي زند و از من مي خواهد که با او در احساسش شريک شوم.از من مي خواهد که براي او کمکي باشم تا آرامتر به ضربان درآيد

با ياد او هر لحظه اشکهايم بر من چيره مي شودو ياراي مقابله را از من ميگيرد

آه دل من تو با من چه کردي؟چرا؟

آرامش زندگي ﭘر از نشاطم جاي خود را به طوفاني عظيم و دردي جانکاه داده.و من توان مقابله با آن را ندارم

خدايا من دلم را به تو ﺳﭙرده بودم.از تو خواسته بودم که دروازه هاي دل ﭘر احساسم را تنها براي يک نفر باز کني.کسي که بتوانم در دنياي ﭘر از عشق او گم شوم و خود را ياراي مقابله با احساسي که او نسبت به من دارد و احساسي که خود نسبت به او دارم نبينم.از تو خواسته بودم که اگر دروازه هاي دل من را براي او باز کردي من را در درياي عشق بي انتهاي او غرق کني

اما چه سود؟

کاش توانايي بيان احساسم را داشتم.کاش زبانم از بيان آن عاجز نبود

کاش او را با لبخندي از عشق سرمست وجود خود مي کردم

کاش مي دانست که چگونه دل در گروي عشق او ﺳﭙرده ام

کاش مي دانست که انتظار در زندگي ﭘر احساس من به ﭘا يان رسيده و من تفاوت اين احساسي را که تنها نسبت به او دارم با تمامي احساس هايي که در زندگيم داشته ام باور کرده ام

اما چه سود؟

اي کاش هاي من هرگز به حقيقت تبديل نمي شود. هرگز

خدايا نمي دانم چرا با من اينگونه کردي.من تو را باور دارم و تو تمامي اعتماد من در زندگي هستي.کليد دروازه هاي دلم را نيز به همين دليل به تو ﺳﭙردم

اما چه سود؟

اينک که تو آن را باز کرده اي من نمي توانم جوابگويي به آن باشم

چرا اگر لحظه بزرگ زندگي من فرا رسيده و تو آن را برايم فراهم کردي.زندگيم به سويي مي رود که هر لحظه بيشتر مرا در خود غرق ميکند؟چرا نمي توانم تصميمي بگيرم که سراسر زندگيم را ﭘر از نشاط کند؟چرا قادر نيستم نه دلم را باز ﭘس گيرم و نه قادرم رهايش سازم تا با ﭠﭙش هاي تند و بي اندازه اش مرا به سمت دنياي متفاوتي بکشاند؟

خدايا نميدانم در کدامين برزخ زندگي دست و ﭘا ميزنم.نميدانم اين راهي که در آن قصد حرکت دارم مرا به کدامين وادي ميکشاند

زماني حاضر بودم هر بهايي را براي دلي که از احساس مالامال باشد ﺑﭙردازم.مي خواستم رنگ عشق را به تمامي زندگيم بزنم.مي خواستم که زندگي سياه و سفيدم را با آن رنگي کنم

اما حالا زندگي من با وجود عشق نه تنها رنگي نشده است.بلکه تنها رنگي که درآن به چشم مي خورد سياهي است

وقتي صدايش را در ذهن خود مرور مي کنم مي بينم که در آن لحظه صداي او آرامشي بس عظيم براي دل خسته من بود.صدايش نويد امنيتي بزرگ بود.امنيت وآرامشي که مي توانم تا ابد ان را از آن خود کنم

مي دانم که او نيز احساسي همانند من دارد.مي دانم که دوستم داردوميدانم که دلش را با همه وجود به من داده است.اما

خداوندا قادر به اسير کردن اين دل که هر لحظه با هيجان بيشتري مي ﭠﭙد نيستم.اما اين را نيز ميدانم که در زندگي کنوني من جايي براي عشق نيست.خداوندا راهي براي من نمانده.مرا ياراي مقابله نيست.دلم مرا ميکشاندتا به سوي عشق او ﭘرواز کنم.اما من چاره اي جز تحمل اين فشار حاصل از کشش قلبم ندارم.چاره اي برايم نمانده چون ميدانم که هرگز نمي توانم به آن ﭘاسخي مطابق با خواسته دلم بدهم

کاش هرگز تا آخرين لحظه زندگانيم قلبم براي کسي نمي ﭠﭙيد که مجبور باشم تا اين ﭠﭙش را در نطفه خفه کنم

کاش هرگز از خداوند نخواسته بودم که در دلم احساسي زيبا تر از همه احساس هاي دنيا قرار دهد

اما صد افسوس که اين اتفاق افتاده و من در دنياي لبريز از تنهايي خود مجبور به کشتن احساسي هستم که روزي آرزوي به دست آوردنش را داشتم.مي دانم که روزي ﭘشيمان خواهم شدو افسوس لحظه هايي را که در آن هستم خواهم خورد.اما اين را نيز ميدانم که زندگيم دگرگون تر از آن است که بتوانم کاري براي اين احساس غريب اما دوست داشتني انجام دهم

 

 

پیمان جونم دارم از دلتنگی میمیرم کی می یای ایران

  

 پیمان جونم دارم از دلتنگی میمیرم کی می یای ایران

 

 

 

 

 

 

 

 

 

راز اول عشق


راز عشق در تواضع است . این صفت نشانه ی تظاهر نیست. بلکه نشان دهنده ی احساس وتفکری قوی است. میان دونفری که یکدیگر را دوست دارند ، تواضع مانند جویبار آرامی است که چشمه ی محبت

آنها را تازه و با طراوت نگه میداردترام دو طرف ثابت می ماند. اگر عقاید شریک زندگی ات با عقاید تو

متفاوت است، با احترام به نظرهایش گوش کن . احترام باعث می شود که او بتواند خودش باشد. 
  

 

 راز دوم عشق 


راز عشق در احترام متقابل است. احساسات متغیرند،اما احترام دو طرف ثابت می ماند. اگر عقاید شریک زندگی ات با عقاید تو متفاوت است، با احترام به نظرهایش گوش کن . احترام باعث می شود که او بتواند خودش باشد. 

 

 

راز سوم عشق



راز عشق در اين است كه به يكديگر سخت نگيريد . عشقي كه آزادانه هديه نشود ، اسارت است



راز چهارم عشق


راز عشق در اين است كه رابطه تان را مانند يك باغ با محبت تزيين كنيد . بذر علاقه ها و عقيده هاي تازه بكار كه زيباييبرويد . ضمنا" فراموش نكن كه باغ را بايد هرس كرد ، مبادا غنچه هاي گل پوشيده از

علف هاي هرزه ي عادت ها شود .براي آنكه عشق همواره با طراوت بماند ، بايد به آن مثل هنر ، خلاقانه نگاه كرد.
 

 

راز پنجم عشق


راز عشق در خوش مشربي است . شوخي با ديگران را فراموش نكن ، در ضمن مراقب شوخي ها هم باش . شوخي ناپسند نكن . شوخي بايد از روي حسن نيت باشد ، نه نيشدار

 

راز ششم عشق


راز عشق در اين است كه هر روز كاري كني كه شريك زندگيت را خوشحال كند ، كاري مثل دادن هديه اي كوچك ، تحسين،لبخندي از روي محبت . نگذار كه جويبار محبت تان از كمي باران ، بخشكد

 

 
راز هفتم عشق


راز عشق در اين است كه حقيقت اصلي عشق ، يعني تفكر را از ياد نبري . آيا يك رابطه ي دراز مدت ، مهمتر از اختلافاتكوچك و زود گذر نيست ؟

 

 

 

راز هشتم عشق


راز عشق در اين است كه مانع بروز هيجانات منفي در وجودت شوي ، و صبر كني تا خونسردي را دوباره به دستآوري . با اين كه احساس جلوه ي الهام است ، اما شخص عصباني نمي تواند چيز ها را با وضوح  

درك كند . قلبت را آرامكن تنها به اين وسيله مي تواني چيز ها را همان طور كه هستند ، دريابي .   

 


 
راز نهم عشق


راز عشق در اين است كه طرف مقابلت را تحسين كني . هرگز با فرض اين كه خودش اين چيزها را مي داند ، از تحسينكردن غافل مشو . مشكلي پيش نخواهد آمد اگر بارها با خلوص نيت بگويي : دوستت دارم . گرچه

 

 احساسات بشري بهقدمت نسل بشر است ، اما كلمات همواره تازه و جوان خواهند ماند

 

 

راز دهم عشق


راز عشق در اين است كه در سكوت دست يكديگر را بگيريد . كم كم ياد مي گيريد كه بدون

كلام رابطه برقرار كنيد

 

 

داغ تنهایی

آن قدر با آتش دل ساختم تا سوختم
بی تو ای آرام جان یا ساختم یا سوختم
سردمهری بین که هر کس بر آتشم آبی نزد
گرچه همچون برق از گرمی سراپا سوختم
سوختم اما نه چون شمع طرب در بین جمع
لاله ام کز داغ تنهایی به صحرا سوختم
همچو آن شمعی که افروزند پیش آفتاب
سوختم در پیش مه رویان و بیجا سوختم
سوختم از آتش دل در میان موج اشک
شوربهتی بین که در آغوش دریا سوختم
شمع و گل هم هر کدام شعله ای در آتشند
در میان پکبازان من نه تنها سوختم
جان پک من رهی خورشید عالمتاب بود
رفتم و از ماتم خود عالمی را سوختم

 

کارت پستال درخواستی  www.orchid.blogfa.com

 

 
 

 
 

     من عشق را در تو

تو را در دل

دل را در موقع تپیدن

وتپیدن را به خاطر تو دوست دارم

من غم را در سکوت

سکوت را در شب

شب را در بستر

وبستر را برای اندیشیدن به خاطر تو دوست دارم

من بهار را به خاطر شکوفه هایش

زندگی را به خاطر زیبایی اش و زیباییش را به خاطر تو دوست دارم

من دنیا را به خاطر خدایش

خدایی که تو را خلق کرد دوست دارم

 

                          

 

SAEEDEH 

 

                                         

 

 

                           

 

 

 

                             دوستت دارم اي تك روياي زندگي من     

 

 

 

 

دوستت دارم اي تنها عشق من  تو تك چراغ زندگي منی 

 

 

با من بمان تو آن تك واژه زندگي من هستی   

 

 

دوستت دارم اي تنها عشق من تو  تك خوشي زندگي منی

 

 

با من بمان تو آن تك عشق زندگي من هستی

 

 

دوستت دارم اي تنها عشق من  تو تك كليد خوشبختي منی

 

 

با من بمان تو آن تك ياردوران تنهايي من هستی

 

 

دوستت دارم اي تنها عشق من  تو تك ستاره ي زندگي منی

 

 

با من بمان تو آن  تك نياز زندگي من هستی

 

 

دوستت دارم اي تنها عشق من  تو تك اميد زندگي منی

 

 

با من بمان تو آن تك آواي زندگي من هستی

 

 

دوستت دارم اي تنها عشق من  تو تك دوست شبهاي منی

 

 

با من بمان تو تك معني دهنده ’ زندگي من هستی

 

 

 

                      دوستت دارم اي تك روياي زندگي من  

 

اگر ابر بودي

 به انتظار اشکت مي نشستم

 اگر مهر بودي

 در پرتو ات خود را گرم مي کردم،

 اگر باد بودي

 چون برگ خزان خود را بدستت مي سپردم،

اگر خدا بودي

به تو ايمان مي آوردم تا بداني دوستت دارم،

اگر هيچ بودي

از تو ابر سپيدي مي ساختم،

 از تو خورشيد با شکوهي بوجود مي آوردم،

تو را نسيم ملايمي مي کردم از تو خدايي بزرگ مي ساختم،

 تا بداني که

فقط تو را دوستت دارم

 

وسعت دوست داشتن رو اندازه نگیر ....

زیادش هم کم است ...
تنها با آن سیراب شو .... رشد کن ... شکل بگیر ... و کامل شو .
خود دوست داشتن مهم است ... نه زمانش ... نه پایداری اش .
نه مالکیتش ... و نه حد و حدودش ....
سر تو بالا کن ... نگاه کن ...
دوست داشتن خدا رو ببین ...
یاد بگیر که دوست داشتنت را کادو پیچ نکنی ....

 

TinyPic image

 

+نوشته شده در یکشنبه 1387/06/17ساعت0:9 قبل از ظهرتوسط فروغ | |

  www.bigoo.wswww.bigoo.wswww.bigoo.wswww.bigoo.wswww.bigoo.wswww.bigoo.ws

 کفتر بام توام کفتر بام توام کفتر بام توام

www.bigoo.wswww.bigoo.wswww.bigoo.wswww.bigoo.wswww.bigoo.wswww.bigoo.ws

 

www.bigoo.wswww.bigoo.wswww.bigoo.wswww.bigoo.ws

 

 

عشق یک جوشش کور است و پیوندی از سر نابینایی
دوست داشتن پیوندی خود آگاه و از روی بصیرت روشن و زلال

عشق بیشتر از غریزه آب می خورد و هرچه از غریزه سر زند بی ارزش است
دوست داشتن از روح طلوع می کند و تا هرجا که روح ارتفاع دارد همگام با آن اوج میگیرد

عشق با شناسنامه بی ارتباط نیست، و گذر فصل ها و عبور سال ها بر آن اثر میگذارد
دوست داشتن در ورای سن و زمان و مزاج زندگی میکند

عشق طوفانی و متلاطم است
دوست داشتن آرام و استوار و پر وقار وسرشار از نجابت

عشق جنون است و جنون چیزی جز خرابی و پریشانی "فهمیدن و اندیشیدن "نیست
دوست داشتن، دراوج، از سر حد عقل فراتر میرود و فهمیدن و اندیشیدن را از زمین میکند و باخود به قله ی بلند اشراق میبرد

عشق زیبایی های دلخواه را در معشوق می آفریند
دوست داشتن زیبایی های دلخواه را در دوست می بیند و می یابد

عشق یک فریب بزرگ و قوی است
دوست داشتن یک صداقت راستین و صمیمی،بي انتها و مطلق

عشق در دریا غرق شدن است
دوست داشتن در دریا شنا کردن

عشق بینایی را میگیرد
دوست داشتن بینایی میدهد

عشق خشن است و شدید و ناپایدار
دوست داشتن لطیف است و نرم و پایدار

عشق همواره با شک آلوده است
دوست داشتن سرا پا یقین است و شک ناپذیر

از عشق هرچه بیشتر نوشیم سیراب تر میشویم
از دوست داشتن هرچه بیشتر ،تشنه تر

عشق نیرویی است در عاشق ،که او را به معشوق میکشاند
دوست داشتن جاذبه ای در دوست ، که دوست را به دوست می برد

عشق تملک معشوق است
دوست داشتن تشنگی محو شدن در دوست

عشق معشوق را مجهول و گمنام می خواهد تا در انحصار او بماند
دوست داشتن دوست را محبوب و عزیز میخواهد و میخواهد که همه ی دلها آنچه را او از دوست در خود دارد ،داشته باشند


در عشق رقیب منفور است،
در دوست داشتن است که:"هواداران کویش را چو جان خویشتن دارند"

عشق معشوق را طعمه ی خویش میبیند
و همواره در اضطراب است که دیگری از چنگش نرباید
و اگر ربود با هردو دشمنی می ورزد و معشوق نیز منفور میگردد

دوست داشتن ایمان است و ایمان یک روح مطلق است
یک ابدیت بی مرز است ، که از جنس این عالم نیست


 

 

آخ که چقدر دوستت دارم پیمان جون

آخ که چقدر انتظار شیرینه

آخ مردم از تنهایی

آخ پیمان جونم فقط آخ

 http://almonamasr.jeeran.com/%D9%82%D9%84%D8%A8%20%D9%88%D8%B4%D9%85%D8%B9%D8%A9%20%D9%81%D9%84%D8%A7%D8%B4%D8%A9.gif

 

 

در روزگارهای قدیم جزیره ای دور افتاده بود که همه احساسات در آن زندگی می کردند: شادی، غم، دانش عشق و باقی
احساسات . روزی به همه آنها اعلام شد که جزیره در حال غرق شدن است. بنابراین هر یک شروع به تعمیر قایقهایشان
کردند.        
 اما عشق تصمیم گرفت که تا لحظه آخر در جزیره بماند. زمانیکه دیگر چیزس از جزیره روی آب نمانده بود عشق تصمیم گرفت
 تا برای نجات خود از دیگران کمک بخواهد. در همین زمان او از ثروت با کشتی یا شکوهش در حال گذشتن از آنجا بود کمک
 خواست.

ثروت، مرا هم با خود می بری؟"

ثروت جواب داد:
"نه نمی توانم. مفدار زیادی طلا و نقره در این قایق هست. من هیچ جایی برای تو ندارم."
عشق تصمیم گرفت که از غرور که با قایقی زیبا در حال رد شدن از جزیره بود کمک بخواهد.
 "غرور لطفاً به من کمک کن."
"نمی توانم عشق. تو خیس شده ای و ممکن است قایقم را خراب کنی."

 

پس عشق از غم که در همان نزدیکی بود درخواست کمک کرد.
"غم لطفاً مرا با خود ببر."
"آه عشق. آنقدر ناراحتم که دلم می خواهد تنها باشم."
شادی هم از کنار عشق گذشت اما آنچنان غدق در خوشحالی بود که اصلاً متوجه عشق نشد.
ناگهان صدایی شنید:
" بیا اینجا عشق. من تو را با خود می برم."
صدای یک  بزرگتر بود. عشق آنقدر خوشحال شد که حتی فراموش کرد اسم ناجی خود را بپرسد. هنگامیکه به خشکی رسیدند
 ناجی به راه خود رفت.

 

عشق که تازه متوجه شده بود که چقدر به ناجی خود مدیون است از دانش که او هم از عشق بزرگتر بود  پرسید:
" چه کسی به من کمک کرد؟"
دانش جواب داد: "او زمان بود."
"زمان؟ اما چرا به من کمک کرد؟"
دانش لبخندی زد و با دانایی جواب داد که:
"چون  تنها زمان بزرگی عشق را درک می کند."
 
امیدوارم یه روز بدونی چه چقدر دوستت دارم پیمان جونم

 

 

 

عشق یعنی کسی رو داشته باشی که ازت محافظت کنه


عشق یعنی وقتی باهاش قرار داری به خودت برسی


عشق یعنی یک عالمه حرف رو با یه اشاره گفتن


عشق یعنی هولش بدی تو یک مسیر درست


عشق یعنی یه بازی که تمومی نداره


عشق یعنی من وتو ما میشویم


عشق یعنی حرفشو باور کنی


عشق یـعنی جادوش کنی


      عشق یـعنی عشق

 

 

 

 

 

 

 

باز با من سخن از عشق بگو

اي سرا پا همه خوبي و صفا

به تو محتاجم پیمان جونم

من چو ماهي كه ز دريا دور است

و شن گرم كنار ساحل

پيكرش را گور است

موج اميد و وفا مي خواهم

من تو را مي خواهم

من تو را مي خواهم اي دريا

اي به ظاهر همه تندي همه خشم

و به دل گرم

گرم و آرام و پر از شور و حيات

من چو گل كه به اشك شب و لبخند سحر محتاج است

به تو روشنگر جان محتاجم

به تو همچون خورشيد و به هر قصه عشق

كه بگويي با دل

چو هوا محتاجم

همچو خورشيد بتاب تا چو گل پر بگشايم از شوق

تا بپيچد همه جا عطر اشعار ترم

و بخوانند همه و بدانند همه

كه  تو را مي خواهم اي خورشيد

و ببينند همه

كه به تو محتاجم

به تو چون سرو بلند

كه بر آن ساقه نيلوفر نازك پيچيد

همچو آن پيچك لرزنده خرد

تا رهايي ز وفا مي پيچم

تا جدا هيچ نگردي از من

با تو ميمانم در باغ وجود

با تو ميميرم اي بود و نبود

من به تو محتاجم

به محبت به وفا محتاجم

 
 
پیمان جونم به تو محتاجم

 

 

    

 

كدوم صدای عاشقی

لايق از تو گفتنه

چشم كدوم ستاره ای

 مثل چشم تو روشنه

اونكه ترانه خوندنه

تموم احساس و صدا

 ميخوام صدا كنم تو رو

تو بهترين ترانه هام

ساده ميخوام بهت بگم

 

دوســـــــــت دارم خـــــــيـــــــلـــــــی ز يــــــــاد

 

 ميخوام بگم كه مثل تو

هيچكسی دنيا نمياد

چشمای آبی رنگ تو

 تعنه زده به آسمون

عاشق چشم تو منم

هميشه عاشقم بمون

 ارزونی چشمای تو

تموم عمر عاشقی

با تو هميشه عاشقم

 من با تموم سادگی

مثل تو پاك و مهربون

دلم نديده همدمی

 عزيزترين حادثه ای

تو عشق و جون و عمرمی

ساده ميخوام بهت بگم 

 

 

دوســـــــــت دارم پیمان جونم میمیرم برات خـــــــيـــــــلـــــــی ز يــــــــاد

 

 ميخوام بگم كه مثل تو

هيچكسی دنيا نمياد 

 

 

اگه یکی رو دیدی که وقتی داری میری نگات میکنه بدون براش مهمی

اگه یکی رو دیدی که وقتی داری میوفتی با عجله میاد تا دستاتو بگیره بدون واسش عزیزی

اکه یکی رو دیدی که وقتی داری می خندی بر میگرده ونگات میکنه بدون واسش قشنگی

اگه یکی رو دیدی که وقتی داری گریه میکنی برمیگرده وباهات اشک میریزه بدون دوست داره

اگه یکی رو دیدی که وقتی داری با یکی دیگه حرف میزنی ترکت میکنه بدون عاشقته

اگه یکی رو دیدی که وقتی داری ترکش میکنی فقط سکوت میکنه بدون دیونته

اگه یکی رو دیدی که از نبودنت داغون شده بدون که براش همه چیز بودی

اگه یکی رو دیدی که یه روز از بی تو بودن می ناله بدون که بدون تو میمیره

اگه یکی رو دیدی که رو دیدی که بعد رفتن تو لباس سفید پوشیده بدون که بدون تو مرده

اگه یکی رو دیدی که یه گوشه افتاده و پارچه ی سفید روش کشیدن بدون واسه خاطر تو مرده

 

 www.bigoo.wswww.bigoo.wswww.bigoo.wswww.bigoo.wswww.bigoo.wswww.bigoo.wswww.bigoo.wswww.bigoo.wswww.bigoo.wswww.bigoo.wswww.bigoo.wswww.bigoo.ws

+نوشته شده در سه شنبه 1387/05/08ساعت9:44 قبل از ظهرتوسط فروغ | |

 

 

 

                     

 

کجا می روی؟ صبر کن
 عشق زمین گیر شود
 بعد برو
یا دل از دیدن تو سیر شود
بعد برو
ای کبوتر به کجا؟
قدر دگر صبر کن
آسمان پای پرت پیر شود
بعد برو
تو اگر گریه کنی
بغض من میشکند
خنده کن عشق نمک گیر شود
 بعد برو
یک نفر حسرت لبخند تو را میبرد
صبر کن گریه به زنجیر شود
 بعد برو
خواب دیدی شبی از راه باد صبا ره  آمد
صبر کن خواب تو تعبیر شود
بعد برو

 

 

 

 

 

دوستت دارم کمتر از خدا و بیشتر از خودم چون به خدا ایمان دارم و به تو احتیاج!!

 

چه زيباست بخاطر تو زيستن وبراي تو ماندن وبه پاي تو سوختن وچه تلخ وغم انگيز است دور از تو بودن براي تو گريستن وبه عشق ودنياي تو نرسيدن ای كاش ميدانستي بدون تو وبه دور از دستهاي مهربانت زندگي چه ناشكيباست

 

دلم تنگ است دلم تنگ است دلم اندازه حجم قفس تنگ است سکوت از کوچه لبریز است صدایم خیس و بارانی است نمی دانم چرا در قلب من پاییز طولانی است

 

ویلیام شكسپیر میگه : زمانی كه فكر می كنی تو 7 تا آسمون 1 ستاره هم نداری یكی یه گوشه دنیا هست كه واسه دیدنت لحظه شماری   می كنه.. اونم منم دستت بده من

 

اين عشقي که به من بخشيدي براي هميشه زنده خواهد ماند تو هميشه آنجا هستي ،هنگاميکه فرو افتم ضعف مرا مي ستاني و به من نيرو وقدرت مي بخشي و براي هميشه دوستت خواهم داشت و در کنارت مي مانم همچو فانوسي در تاريکترين شبها بالهايي خواهم بود، که در طول پرواز ياري ات خواهم کرد و در طوفان سر کش ،سر پناهي براي تو خواهم بود ...

 

 

 

 

  
 
 

عزيز دلم

داستان آشنایی

 

منو

 

 

پیمان

 

یکی بود یکی نبود

 

یک روز تابستون ۹ خردادساعت ۹ صبح ۱۳۸۶

توی اینتر نت چت می کردم تو روم پیام دادم

من یه دختر هستم زیبا خوشگل با تحصیلات با لا مهربون با اخلاق با مرام قصد ازدواج هم ندارم و علا مت خنده گذاشتم

 

آقا پیمان به من گفت نیومده قصد جنگ داری

منم یه کم با اون صحبت کردم و رفتم دلم نمی خواست با کسی دوست فابریک بشم چون فقط فقط چت برای من سر گر می بود و گاهی همه با هم چت می کریم بری سر گرمی و خنده تا اینکه با  آقا پیمان آشنا شدم

اون به  من مرتب پی ام می داد و برام آف می زاشت و منم جواب نمی داد م تا اینکه موفق شدم با اون صحبت کنم از اون خوشم اومدبا همه توی نت فرق می کرد مهربون دوست داشتی بود

اون گفت منو دوست داره و من شرایط خودمو بهش گفتم و این خصو صی نمی تونم بگم

......

اون تمام شرایط منو قبول کرد

و با هم دوست شدیم

اون گفت منو دوست داره بیشتراز هر کس هر چیز اون گفت بیشتر

پدر مادر خواهر برادر

 

منو دوست داره

راستش دیدم تا حا لا منو کسی اینقدر دوست نداشته راستش همه دوست دارند ولی از روی نیاز منو دوست دارند ولی پیمان منو واقعا دوست داشت

کم کم بهش علاقمند شدم

هر روز بیشتر

تا جایی که الان اگه جونم بخواد بهش می دم

ولی اون

.....

کم لطف شده دیگه منو دوست نداره

فکر میکنم حرفش دروغ بوده

حس می کنم اونجور که می گفت منو دوست نداره

نمی دونم شاید اشتباه می کنم

امروز گفت دیگه زنگ نزنم بهش حوصله منو نداره

بد جوری غصه م گرفت  با چشم های اشک آلود دارم می نویسم

گفته حوصله هیچ کس رو نداره

ولی من باید فرق کنم من عشق اون هستم

باید حوصله منو داشته باشه

راستش مشکل داره می دونم بد جوری گرفتار شده می دونم

تو شهر غریب کشور غریب تنها بیکار  بی پول و بی کس بودن سخته

قبول دارم

ولی من می خوام تنها نباشه

می خوام کمکش می کنم

ولی اون حوصله نداره

کاش ایران بود کمکش می کردم

خیلی غصه دارم

خیلی

پیمان جونم باشه چشم مدنی تنهات می زارم  ولی اخه نگران می مونم کاش انشا الله یه کار خوب برات پیدا بشه

برات دعا می کنم

دلم برات تنگ میشه از همین الان دلم برات تنگ شده

خدایا به پیمان جونم کمک کن

خدایا چه طوری دوری اونو تحمل کنم

خدا جون فقط یه کار براش پیدا بشه

خدایا

به پیمان کمک کن یه کار پیدا کنه تو کشور غریب هست

کمکش کن

دلم برات خیلی تنگ می شه ...

پیمان جونم

دلم برات تنگ شده پیمان جونم.....اما من...من ميتونم اين دوري رو تحمل كنم... به فاصله ها فكر نميكنم ...... ميدوني چرا؟؟ آخه  پیمان جونم ... جاي نگاهت رو نگاهم مونده.....هنوز عطر دستات رو از دستام ميتونم استشمام كنم....رد احساست روي دلم جا مونده ... ميتونم تپشهاي قلبت رو بشمارم...........چشماي بيقرارت هنوزم دارن باهام حرف ميزنن.......حالا چطور بگم تنهام؟؟ پیمان جونم چطور بگم تو نيستي؟؟چطور بگم با من نيستي؟؟آره!خودت ميدوني....ميدوني كه هميشه با مني....ميدوني كه تو،توي لحظه لحظه هاي من جاري هستي....آخه...تو،توي قلب مني...آره!تو قلب من....براي همينه كه هميشه با مني...براي همينه كه حتي يه لحظه هم ازم دور نيستي...براي همينه كه ميتونم دوريت رو تحمل كنم... پیمان جونم آخه هر وقت دلم برات تنگ ميشه...هر وقت حس ميكنم ديگه طاقت ندارم....ديگه نميتونم تحمل كنم...دستامو ميذارم رو صورتم و يه نفس عميق ميكشم....دستامو كه بو ميكنم مست ميشم...مست از عطر ت. صداي مهربونت رو ميشنوم ...و آخر همهء اينها...به يه چيز ميرسم.....به عشق و به تو.....آره...به تو. پیمان نازنینم ...اونوقت دلتنگيم بر طرف ميشه...اونوقت تو رو نزديكتر از هميشه حس ميكنم....اونوقت ديگه تنها نيستم
حالا من اين تنهايي رو خيلي خيلي دوسش دارم.. به اين تنهايي دل بستم...حالا ميدونم كه اين تنهايي خالي نيست...پر از ياد عشقه.. پر از اشكهاي گرم عاشقونه ... 

پیمان جونم با تمام وجودم دوستت دارم منو تنها نزار من میمیرم


 

 

 

 

 

 

 

      

 

 

 

 

                  خيلي دوست دارم 

 

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir

دوست دارم

 

وقتی صدای آسمانی تو در خاموشی شبهای زیبا طنین می افکند تو این

 

نغمه پرداز گشوده بال آسمان تنهایی من خبر نداری که من چشم به

 

دنبال تو دارم

 

نمی دانی که گوش من چه سان در زیر درختان غرق شنیدن صدای

 

شیرین تو شده است تا از این باده سحر امیز سرمست شود

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir

                            

 
 
 
 

آزادی اوج عشق است

و عشق یعنی رها کردن

و من امروز رهایت کردم

از هر قید و بندی

که عشق و من به پایت بسته بودیم

رهایت کردم و بار سفر بستم

ولی با خود

نه یک عکس، نه یک خط و نه حتی نشانی از تو می گیرم

                                                        

  

                                                               

 

                                                                    

من اما با خودم

عشقم ، امیدم رویاها و خاطراتم را

درون سینه خواهم داشت

اگر که نتوانستی خودت را، لحظه های بودنت را، نگاهت را

و دستانت را

به من هدیه کنی

 

 

         

 

در عوض جدایی را، صبر را، درد را وهجران را

چه عاشقانه بر من هدیه کردی

اگر زندگیت را، فرزندانت را و آینده ات را

با من قسمت نکردی

 

 

         

 

در عوض عشق را ، دلتنگی را و سایه بان بی کسی را

چه خوب با من به قسمت نشستی

ولی من از که گلایه می کنم؟

از تو؟

نه

که این رسم عشق است و دلدادگی

 

 

                                                     

 

 

 

 خدایـا عاشقــان را با غـــم عشـق آشنـــــــا کن

 ز غـم های دگر غیر از غم عشـــقت رهـا کن

 تو خود گفتی که در قلب شکستـه خانـه داری

 شکســـته قلب من ،جانا به عــهد خود وفا کن  

 

همیشه آغاز کسی باش که پایان تو باشد  

عشق                                      بيداد    من

باختن                  يعني                    لحظه                 عشق

جان                          سرزمين             يعني                        يعني

زندگي                                 پاک من عشق                               ليلي و

قمار                                                                                    مجنون

در                              ع    شق يعني ...           شدن

ساختن                                                                               عشق

دل                                                                                   يعني

كلبه                                                                        وامق و

يعني                                                                   عذرا

عشق                                                           شدن

  من                                                 عشق

 فرداي                                يعني

  كودك                        مسجد

  يعني             الاقصي

عشق  من

 

عشق                                      آميختن                                         افروختن

يعني                                 به هم          عشق                               سوختن

چشمهاي                      يكجا                    يعني                       كردن

پر ز                 و غم                            دردهاي             گريه

خون/ درد                                                   بيشمار

    

  عشق                                 من

    يعني                         کلبه  الاسرار 

 

 

 

فراموشت نمي‌كنم

گل خشكي لاي دفتر

اشكي گوشه ی چشامه

عكس تو گوشه ی طاقچه

اين همه خاطره هامه

يه دل پر از گلايه

با يه شمع نيمه سوخته

دو تا چشم پره حسرت

ديده به گوشه اي دوخته

يه اتاق سرد وتاريك

يه گل خشك ويه نامه

تو دلم آوار اندوه

اشك هنوزم تو چشمامه

ندونستي شاخه گلها

تو را ياد من مياره

ياد تو با قاب عكست

منو تنها نميذاره

عكستو ازم گرفتي

ديگه اميدي ندارم

يادته ميگفتي هرگز

تو را تنها نميذارم

نشوني ازت ندارم

اما دنبالت ميگردم

بغض وجودمو گرفته

باورم كن پره دردم

حالا ديگه گل خشكت

از تو تنها يادگاره

منتظر برات ميمونم

تا تو برگردي دوباره

ديگه هر شب توي خوابم

چشماي تو را ميبينم

آرزومه تو را يكبار

توي بيداري ببينم

بياي  باز دوباره پيشم

ديگه از دورينت نسوزم

تو رفتي تا بينهايت

چشم براهتم هنوزم

آرزومه تو را يكبار

توي بيداري بببينم

 

 

 
  می روم خسته و افسرده و زار*** سوی منزلگه ویرانه ی خویش*** به خدا می برم از شهر شما*** دل شوریده و دیوانه ی خویش*** می برم تا که در ان نقطه ی دور*** شستشویش دهم از رنگ گناه*** شستشویش دهم از لکه ی عشق*** زین همه خواهش بیجا و تباه*** ناله می لرزد می رقصد اشک
 

همیشه آغاز کسی باش که پایان تو باشد

 

 
 
 
 
 
                     
 
                
 
                              
 
 
                                                 
 
 
                         
 
           3dgirl.blogfa.com عكس هاي عاشقانه، عكس دوتا عاشق ، عشق بازي، عشق
 

 


تو را .......

اول دوست دارم بعد گل را

گل را برای بوییدن تو را برای بوسیدن

گل را برای یک لحظه

تو را برای همیشه

ببین که من غریب جاده های این حوالی ام
ز یاد رفته روزهای سبز و پاک شالی ام
نگاه کن چه می کند نبودن تو با دلم
که مثل یک کویر گشته این دل شمالی ام
گریختی تو از کسی که اهل گریه بود و غم
ببین همان همیشگی ترین این اهالی ام
به باد کوج تلخ تو چنان شکسته این دلم
که بعد رفتنت کسی ندیده بی زوالی ام
بیا ببین که خسته ام ،ببین که دل شکسته ام
به جستجوی تو دگر نمانده پرّ و بالی ام
برای چشمهای تو ببین غزل سروده ام

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir

 

 

+نوشته شده در دوشنبه 1387/04/31ساعت8:14 بعد از ظهرتوسط فروغ | |

                       
 

امروز برای من خیلی قشنگه... امروز روزیه که خدای مهربون تو رو به من هدیه داد تا آرامش بخش روحم باشی... تا من با وجود تو به نهایت خوشبختی برسم... تا بشی تکیه گاه امن من و چشمات بشه همه ی دنیام... خدا تو رو به من داد تا عشقو با همه ی وجودم حس کنم... تا طعم دوست داشتن و دوست داشته شدن رو توی تک تک لحظه های با هم بودنمون بچشم... خدا تو رو به من داد تا بشی همه زندگیم

خدا جون از تو ممنونم پیمان به من داد ی.....

 

امروز که روز تولدته دلم می خواد  بدونی که عشق پاک تو رو با همه ی دنیا عوض نمیکنم... می دونم هیچ هدیه ای نیست که در برابر خوبی و پاکی تو کوچکترین ارزشی داشته باشه... ولی یه هدیه ی کوچیک و ناقابل رو ازم قبول کن... اون هدیه دلمه که برای همیشه می بخشمش به خود خودت... دلی که جز عشق تو که با ارزشترین چیز دنیاست  هیچ چیز دیگه ای نداره

 


 

 

 

                           

 

 

+نوشته شده در پنجشنبه 1387/03/30ساعت0:4 قبل از ظهرتوسط فروغ | |

 
     

                          

 

+نوشته شده در سه شنبه 1387/03/21ساعت5:30 بعد از ظهرتوسط فروغ | |

 

با هفتا آسمون پر از گلای یاس و میخک

با صدتا دریا پر عشق و اشتیاق و پولک

یه قلب عاشق  با یه حس بی قرار و کوچک

فقط میخواد بهت بگه پیمان جونم 

                                 تولدت مبارک

 

 

بوسه يعني وصله ي شيرين دو لب...

بوسه يعني مستي از مشروب عشق...

بوسه يعني لذت دل دادگي...

لذت از شب . لذت از ديوانگي...

بوسه يعني حس خوبه طعم عشق...

طعم شيريني به رنگ سادگي...

بوسه يعني آغازي براي ما شدن...

لحظه ي با دلبري تنها شدن...

بوسه سرفصله کتاب عاشقي...

بوسه رمز وارد دلها شدن...

بوسه آتش مي زند بر جسم و جان...

بوسه يعني عشق من با من بمان...

 

 

+نوشته شده در دوشنبه 1387/03/20ساعت10:17 بعد از ظهرتوسط فروغ | |

 

 

 
 

 

                                          

 

 

 

 

 

+نوشته شده در یکشنبه 1387/03/19ساعت0:48 قبل از ظهرتوسط فروغ | |

 

 

 

 

 

                   

 تولدت مبارک    

نمی تونم تو رو توصیف کنم چون توصیف کردنی نیستی، تو رو باید حس کرد، هر چی بگم کم گفتم....

چند سال پیش تو یه روز زیبای تابستانی که گلها وسبزه ها  

با هم رو بوسی می کردن و رسیدن بهار و به هم تبریک

تو یه گوشه شهر یه شبنم روی شاخه گل چکید و غنچه

اون آروم آروم باز شد گل روز ها بود که منتظر باز شدنش

شب ها و روز ها دعا کرده بود تا غنچه زیبا باز بشه و به

روی زندگی سلام کنه و بلااخره انتظار ها بسر اومد بوی

عطر غنچه کوچولو فضای باغ و پر کرد و همه پرندها و گل

های باغ به گل سرخ تبریک گفتن و قدم نو شکفته رو به

همه خبر دادن و همه باهم خوشحال دور گل سرخ جمع

شدن واومدن پیمان جونم  و تولدگل سرخ کوچولو روجشن گرفتن

پیمان جونم تولد تو گل قشنگم

مبارک

 

 

   

 

لحظهء به تـو رسـیـدن یه تــولد دوبـــاره س  

     شهرچشم تورو داشتن یه غروب پرستاره س

   خواستن دستــای گرمت مث ماجرا می مونه

            برق المــاسای چشــمت مث کیمیا می مونه

      اگه تو قسمت من شی  می زنم یه رنگه تازه

             اسم من کنار اسمت قصرخوشبختی می سازه

            زیر چتر لمس دستات میشه تا خدا رها شد

                  می شه رفت تا آسمونا شاید اون بالا خدا شد 

                بــا تـو غم رنگی نـداره زندگی شهر فرنگه

                       از تو قلعهء نگــاهت رنگ غصه ام قشنگـه

                  سهم هرکسی که باشی خوش بحال روزگارش

                            پایـیـزو زمستوناشم میشه هم رنگ بهارش

                      شعلهء آتیش چشمات یه چراغونی زیباست

                               لحظهء به تو رسیدن بهترین لحظهء دنیاست

                          بــا یـه لبخند طلائیت همهء دنیــا می لرزه

                                    آرزوی تو رو داشتن به همه دنیا می ارزه

                               روی انگشتـر شــعرم قیمتی تـرین نگینی

                                      دوست دارم واسه همیشه روی چشم من بشینی

 

اینم کادو تولد

                           

                                                         

جدا از تو نميگردم كه تو در جسم من جاني 

بدون جان عزيز دل مگر ميماند انساني 

اگر چه نيستي نزدم ببيني اين غم و دردم 

چه با من ميكند هر دم ولي دانم كه ميداني 

خودت ميداني اين دنيا چه با من ميكند جان

ميان كوهي از غمها عزيزت گشته زنداني

فلك گريد به حال من به سوداي وصال من 

به اين درد محال من كه آن را نيست درماني 

زمان زهريست در كامم كه آن را زندگي نامم 

فقط  ياد تو آرامم  نمايد زين پريشاني 

اگر چه نزد تو خوارم بیا روزی به دیدارم 

که این قلب سیه کارم کنم پای تو قربانی 

بیاید روزی ای فانی که من را از برت رانی 

ولی آن روز خودت مانی و کوهی از پشیمانی 

به زودی آید آن روزی که بیزارت کنند از من

مرا رانی ز دامانت به شامی سرد و بارانی

 

 

 

 

 

 

     

 

عشق                                      بيداد    من

باختن                  يعني                    لحظه                 عشق

جان                          سرزمين             يعني                        يعني

زندگي                                 پاک من عشق                               ليلي و

قمار                                                                                    مجنون

در                          عشق يعني ...                        شدن

ساختن                                                                                    عشق

دل                                                                                   يعني

كلبه                                                                      وامق و

يعني                                                                   عذرا

عشق                                                           شدن

  من                                                عشق

 فرداي                                يعني

  كودك                        مسجد

  يعني             الاقصي

عشق  من

 

عشق                                      آميختن                                         افروختن

يعني                                 به هم          عشق                               سوختن

چشمهاي                      يكجا                    يعني                       كردن

پر ز                 و غم                            دردهاي             گريه

خون/ درد                                                   بيشمار

 

  عشق                                 من

    يعني                           الاسرار

    كلبه                  مخزن

     اسرار     يعني

     عشق

+نوشته شده در یکشنبه 1387/03/19ساعت0:37 قبل از ظهرتوسط فروغ | |

 

 

تک ستاره قلبم پیمان جونم تولدت مبارک

 

تک ستاره قلبم پیمان جونم تولدت مبارک

 

تک ستاره قلبم پیمان جونم تولدت مبارک

 

تک ستاره قلبم پیمان جونم تولدت مبارک


تک ستاره قلبم پیمان جونم تولدت مبارک

 


تک ستاره قلبم پیمان جونم تولدت مبارک


 

تک ستاره قلبم پیمان جونم تولدت مبارک



تک ستاره قلبم پیمان جونم تولدت مبارک



 

تک ستاره قلبم پیمان جونم تولدت مبارک

 

تک ستاره قلبم پیمان جونم تولدت مبارک


تک ستاره قلبم پیمان جونم تولدت مبارک

 

تک ستاره قلبم پیمان جونم تولدت مبارک

+نوشته شده در شنبه 1387/03/18ساعت2:28 بعد از ظهرتوسط فروغ | |

 
تو لدت مبارک پیمان جونم
آرزو ی زیبا و مهربان من....
روز تولدت مبارک.تیرماه را به خاطر اینکه تو در آن متولد شده ای عاشقانه و بی صبرانه انتظار می کشیدم و دوست دارم
مهربان من....
در هنگام فوت کردن شمع های کیک تولدت آرزو هایت را بر زبان جاری ساز تا خداوند برآورده شان سازد.
زیبای من....پیمان نازنینم
من را از دعای خیرت فراموش نکن و در هر هنگام که دعا کردی من را نیز به یاد بیاور که محتاج دعای تو ام زیباترین من....
و من عاشقانه تو رو دوست داشتم ٬ دوست دارم ٬ دوست خواهم داشت ای آرزو ی زیبای من.... پیمان نازنینم
هزاران سال برکت و خوبی برایت آرزومندم  و امیدوارم که هدیه ی ناقابلم را پسندیده باشی.این وبلاگ هدیه نا قا لب خدمت تو پیمان عزیز م  که عاشقانه دوستت دارم
دوستت دارم......
 
تو لدت مبارک پیمان جونم
 
 
 

  تو لدت مبارک پیمان جونم

بار دیگر  در برم ، ای شاه خوبان آمدی

 

 

با نگاهی گرمتر ، از برق سوزان آمدی

 

 

قطره شوقت بچشم و خنده مهرت به لب

 

                                   

تا چه پیش آمد که پیش ما    بدینسان آمدی

 

 

ناز کردی،جور کردی، از برم رفتی به قهر

 

 

الفتت نازم که از نازت پشیمان آمدی

 

 

همچو رویایم بچشم دل ،نشستی سالها

 

                                      

شام تارم دیدی و چون ماه تابان آمدی

 

 

خوش رسیدی همچو جام می به مخموران شب

 

                                   

چون نسیم گل،به مهجور گلستان آمدی

 

 

روشنی بر چشم بر ره مانده ام دادی حبیب

 

                                       

 همچو بوی پیرهن ،بر پیر کنعان آمدی

 تو لدت مبارک پیمان جونم

تو لدت مبارک پیمان جونم
تو لدت مبارک پیمان جونم
 
 
تو لدت مبارک پیمان جونم
 

+نوشته شده در شنبه 1387/03/18ساعت12:51 بعد از ظهرتوسط فروغ | |

 

 

 

 

 

 

تولدت مبارك خوش اومدي ستاره

 

اگرچه از راه دور هيچ فايده اي نداره

 

شعمارو روشن كنو به جام دو تا رو فوت كن

 

نمي شه پيشت باشم فقط برام سكوت كن

 

تو اين روز طلايي نگو كمي غم داري

 

بدون كه ديوونه اي به اسم شهره داري

 

تولد سال بعد خودم رو مي رسونم

 

هرچي تولد باشه ديگه پيشت مي مونم

 

گونه هاي نازتو با عطر ياس مي بوسم

 

چي كار كنم كه دورم اونور اقيانوسم

 

خواستم بيام كنارت اما اونا نذاشتن

 

چون از تولد تو انگار خبر نداشتن

 

اونا نمي دونستن كه پادشاه آواز

 

امروز به دنيا مي ياد با كلي شادي و ناز

 

اون كيك رويائيتو ببر با دست نازت

 

واسه همه بخونو برو سراغ سازت

 

تو دل مثل دريات هزارتا آرزو كن

 

با من عاشق از دور بخونو گفت و گو كن

 

تو اين روز تولد عيده تو ماه و مريخ

 

اين روز خوب مي مونه هميشه توي تاريخ

 

دريا به احترامت امروزو طوفاني نيست

 

مسافرا زود ميان جاد ها طولاني نيست

 

خدا تو اين روز خوب تو رو به ما هديه داد

 

همه مث هم بودن فرشته شو فرستاد

 

همه قرار امروز مثه تو مهربون شن

 

باغا مي خوا گل بدن برگا مي خوان جوون بشن

 

بادكنكاي رنگي شمع و گل و فشفشه

 

الهي زنده باشي تا آخر هميشه

 

اشكامو پاك مي كنم مي گن شگون نداره

 

ولي من از تو دورم چي كار كنم ستاره

 

تنها توي اتاقم با رز و شمع و ميخك

 

به عكس نازت مي گم تولدت مبارك

 

مي خوام كنارت باشم گونه هاتو ببوسم 

 

گناه من چيه كه اينور اقيانوسم

 

مي شينم و مي شمرم بازم ستاره ها رو

 

به جون اين تولد قسم مي دم خدا رو

 

كه سال ديگه امروز نشسته باشي پيشم

 

تولدت مبارك دارم ديوونه مي شم

 

تولدت پر از نور خوش اومدي ستاره

 

اگرچه از راه دور هيچ فايده اي نداره

 

 

 

 

 

 

به نام او که چون تویی را به من هدیه کرد

تقدیم به یگانه عشق قلبم

نمی دونم از کجا شروع کنم؟؟؟ نمی دونم چه جوری باید از تو بنویسم که لایقت باشه؟؟؟ می دونم که خودت همیشه حرفامو با یه نگاه از چشمام می خونی... می دونم نیازی به این کلمه های بی ارزش نیست... ولی می خوام توی این روز قشنگ برات بنویسم... فقط و فقط برای عشقم...

امروز برای من خیلی قشنگه... امروز روزیه که خدای مهربون تو رو به من هدیه داد تا آرامش بخش روحم باشی... تا من با وجود تو به نهایت خوشبختی برسم... تا بشی تکیه گاه امن من و چشمات بشه همه ی دنیام... خدا تو رو به من داد تا عشقو با همه ی وجودم حس کنم... تا طعم دوست داشتن و دوست داشته شدن رو توی تک تک لحظه های با هم بودنمون بچشم... خدا تو رو به من داد تا بشی همه زندگیم.....

امروز که روز تولدته دلم می خواد  بدونی که عشق پاک تو رو با همه ی دنیا عوض نمیکنم... می دونم هیچ هدیه ای نیست که در برابر خوبی و پاکی تو کوچکترین ارزشی داشته باشه... ولی یه هدیه ی کوچیک و ناقابل رو ازم قبول کن... اون هدیه دلمه که برای همیشه می بخشمش به خود خودت... دلی که جز عشق تو که با ارزشترین چیز دنیاست  هیچ چیز دیگه ای نداره... 

همه ی گلهای دنیا تقدیم به تو عشقم

                                                 

 

¤تولدت مبارك پیمان جونم¤ 

 

  

+نوشته شده در شنبه 1387/03/18ساعت10:35 قبل از ظهرتوسط فروغ | |

 

 

تولدت مبارک پیمان جونم

 

 

تولدت مبارک پیمان جونم

 

 

 

تولدت مبارک پیمان جونم

 

تولدت مبارک پیمان جونم

 


 

 

تولدت مبارک پیمان جونم

 

 

تولدت مبارک پیمان جونم

 

 

 

تولدت مبارک پیمان جونم

 

 

+نوشته شده در پنجشنبه 1387/03/16ساعت10:35 بعد از ظهرتوسط فروغ | |

دوست دارم...

 

از پشت شيشه هاي بزرگ دلتنگي گريه ميكنم و آرزو ميكنم كه كاش

 

براي يك لحظه فقط يك لحظه آغوش گرمت را احساس كنم ، ميخواهم

 

سر روي شانه هاي مهربانت بگذارم تا ديگر از گريه كم نشوم . تو مرا

 

به ديار محبتها بردي و صادقانه دوستم داشتي پس بيا و باز در اين راه

 

تلاش كن اگر طاقت اشكهايم را نداري . در راه عشقي پاك تر و صادقانه تر،

 

 زيرا كه من و تو ما شده ايم پس نگذار زمانه بيرحم دلهايي را كه از هم

 

جدا نشدني است را به درد آورد دلم را به تو دادم و كليدش را به سوي

 

آسمان خوشبختي ها روانه كردم چه شبها كه تا سحر به يادت با

 

گونه هاي خیس از دلتنگی ها به سر بردم چه روزها به خاطراتت نفس ها

 

كشيدم پس تو اي سخاوت آسماني من ...

 

مرا دریاب که دیوانه وار دوستت دارم

 

عشق‌ورزی یعنی زندگی.


— ضرب‌المثل

 

عشق زمان و مرتبه سرش نمی‌شود.


— واتسیایانا

 

یکدیگر را دوست بدارید یا هلاک شوید.


موری شوآرتز

 

در عشق، شاعریم و در ازدواج، فیلسوف.


— لئونید اس. سوخوروف

 

کاری که از دل برآید را نتوان نابود ساخت.


— جنن روث

 

تنها در عشق است که می‌توان با خدا بود.


— آلبرت شوایتزر

 

عشق: مفهومی که توضیحی برایش نیست.


— جان رالستون سائل

 

دردآورترین رنج‌های عشق، شیرین و گواراست.


پرسی بیش شلی

 

هرچه می‌خواهی با من بکن، اما فقط دوستم بدار.


— چاک پالاهنیوک

 

هیچ گریزی از عشق، جز عشق‌ورزی بیشتر نیست.


— هنری دیوید ثارو

 

مرد با چشمانش عاشق می‌شود و زن با گوش‌هایش.


— لئو تولستوی

 

با اندک احساس عاشقانه‌ای، هر کسی شاعر می‌شود.


— افلاطون

 

وقتی به دنبال عشق می‌گردی، با قلبت به پیش‌رو، نه

 

 با مغزت.


— مارک توآین

یک کلام ما را از تمام درد و سختی‌های زندگی رهایی

 

 می‌بخشد؛ عشق.


— سوفوکلوس

 

از عشق‌ورزی محبوب نیرو می‌گیریم، و در

 

عشق‌ورزی به او، جرات می‌یابیم.


— تائو زو

 

عشق برترین احساس دنیاست، اما وقتی که پایان

 

 می‌یابد… بدترین است!

 

— اسکات تامسون

 

آنگاه که عشق و مهارت در هم می‌آمیزند، شاهکاری

 

 را باید به انتظار نشست.


— جان روسکین

 

می‌توانی تمام دنیا را به محبوبت ببخشی، اما

 

ماندگارترین هدیه کلامی مهربانانه خواهد بود.


— ژاک پیر ریبالت

عشق یک حس یا شور و هیجان نیست، عشق دارایی

 

 است، و هرگاه به آن دست‌یافتی غنی خواهی شد.


— تی وِندِتا

 

هر چه بیشتر می‌اندیشم، بیشتر به این نتیجه می‌رسم

 

 که هیچ چیز هنرمندانه‌تر از عشق‌ورزی به یکدیگر

 

 نیست.


— ونسان ون‌گوگ

 

 

عشق دو دستي تقديم نمي شود پس براي انکه به

دستش بياري کوشش کن

 

شمع سوزان توام اينگونه خامو شم نکن در کنارت

 نيستم اما فراموشم نکن

 

عشق يعني خون دل يعني جفا عشق يعني درد و دل

يعني صفا عشق يعني يك شهاب و يك سراب عشق

يعني يك سلام و يك جواب عشق يعني يك نگاه و يك

نياز عشق يعني عالمي راز و نياز

 

مهم نيست گودال آب كوچكي باشي يا درياي بي كران

 

 هرچه هستي زلال باش

 

ياد تو هميشه در ذهنم ،عشق تو درقلبم وعطر

مهربانى تو هميشه در وجودم جاريست

 

اگر سهم من از اين همه ستاره فقط سوسوي غريبي

 است، غمي نيست. همين انتظار رسيدن شب برايم

 كافيست

 

يك تيكه بلور از جنس حضور يك ياس سپيد در رنگ

 اميد با هر چه صفاست از سوي خداست تقديم توباد

 

منتظر كسي باش كه اگه حتي در ساده ترين لباس 

بودي، حاضر باشه تو رو به همه دنيا نشون بده وبگه

 كه: "اين دنياي منه"

شما دل به يار خود بسپاريد ، ولي نه براي نگهداري

 آن ، زيرا فقط گرمي زندگي است که مي تواند دلها را

 حفظ کند

 

دوستيت: زلال ؟مرامت: عسل ؟ ظاهرت: طلا 

؟وجودت: نعمت ؟ داشتنت: غنيمت

اى كاش ميدونستى بهار وقتى زيباست كه بارونش از دستاى تو بباره

 

خسته شدم میخواهم در آغوش گرمت آرام گیرم

خسته شدم بس که از سرما لرزیدم بس که این کوره راه

 ترس آور زندگی را هراسان پیمودم زخم پاهایم به من میخندند

خسته شدم بس که تنها دویدم .اشک گونه هایم را پاک کن و بر

پیشانیم بوسه بزن ... میخواهم با تو گریه کنم...خسته شدم بس که

تنها گریه کردم..میخواهم دستهایم را به گردنت بیاویزم وشانه

هایت راببوسم ...خسته شدم بس که تنها ایستادم خوب من

اکنون قلبم را به سان قایقی بی بادبان بر روی امواج بی روح کاغذ می فشارم وخون

 

آنها را بر روی خطوط دفتر تزریق میکنم به دنبال واژه ای می گردم که شایسته تو ب

 

اشد اما در میان اقیانوس واژه ها واژه ای زیبا می توان یافت که سزاوار تو باشد پس

 

می نویسم که:

                              

                                 از صمیم قلب دوستت دارم

عکس عاشقانه

نگاهم دردور دست تو را می بیند در غبار گم شده ای اندوه

 

بودنت،دیدنت،بویدنت،بوسیدنت مرا تامرز جنون فرا میخواند .نیستی

 تا ببینی

 

بی تو بودن هر لحظه هزاران سال میگذرد. بیا وبمان برای دلی که

 خسته و

 

غمگین انتظار امدنت را میکشد.


 

 

        

من و تو

                      زیر این آسمان، با هم به دقیقه ها گوش می دادیم

 

و صدای سرخ زندگی را می شنیدیم

 

و من با همین خیال آرام تو، بال فرشتگان را لمس می کنم

 

و برق بلورین بال های شان را به چشمانم می نشانم.

 

دستانت را به من دستانم بسپار؛

 

آتشی که نور آن شب را به خورشید پیوند می زند در دستان ماست 

 

عاشق                           عاشق تر

نبود در تار و پودش           دیدی گفت عاشقه عاشق

@@@@@@@   نبودش  @@@@@@@@@

امشب همه جا حرف  از آسمون و مهتابه  ،  تموم خونه دیدار این خونه

فقط  خوابه ، تو که رفتی هوای  خونه تب داره  ،  داره  از درو دیوارش غم

عشق تو می باره ، دارم می میرم از بس غصه خوردم ،  بیا بر گرد تا ازعشقت

نمردم، همون که فکر نمی کردی نمونده پیشت، دیدی رفت ودل ما رو سوزوندش

حیات خونه دل می گه درخت ها همه خاموشن، به جای کفتر و  گنجشک  کلاغای

سیاه پوشن ،  چراغ  خونه  خوابیده  توی  دنیای خاموشی  ،   دیگه  ساعت رو

طاقچه شده کارش فراموشی  ،  شده کارش فراموشی  ،  دیگه  بارون  نمی

باره  اگر چه  ابر سیاه  ،  تو که  نیستی  توی  این خونه ،   دیگه  آشفته

بازاریست  ،  تموم  گل ها  خشکیدن مثل خار بیابون ها ،  دیگه  از

رنگ  و رو رفته ، کوچه و خیابون ها ،،، من گفتم و یارم گفت

گفتیم و سفر کردیم،از دشت شقایق ها،با عشق گذرکردیم

گفتم اگه من مردم ، چقدر به من وفاداری، عشقو

به فراموشی ،چند روزه تو می سپاری

گفتم که تو می دونی،سرخاک

تو می میرم ، ولی

تا لحظه مردن

نمی گیرم

دل از

 تو

 

 

+نوشته شده در شنبه 1387/03/11ساعت6:33 قبل از ظهرتوسط فروغ | |

 

 

 

با من بمان پیمان فکر رفتن تو مرا دیوانه می کند

 

اینجا در قلب من حد و مرزی برای حضور تو نیست

به من نگو که چگونه بی تو زیستن را تمرین کنم

 مگر ماهی بیرون از آب میتواند نفس بکشد

مگر می شود هوا را از زندگیم برداری و من زنده بمانم

بگو معنی تمرین چیست ؟

بریدن از چه چیز را تمرین کنم ؟

بریدن از خودم را ؟

مگر همیشه نگفتم که تو هم پاره ای از تن منی ..

از من نپرس که اشکهایم را برای چه به پروانه ها هدیه می دهم

همه می دانند که دروری تو روحم را می آزارد

 تو خود پروانه ها را به من سپردی که میهمان لحظه های بی کسی ام باشند

 نگاهتت را از چشمم برندار مرا از من نگیر ...

هوای سرد اینجا رو دوست ندارم

 مرا عاشقانه در آغوش بگیر که سخت تنهام

 

1000بار900جمله ی عاشقانه را در 800 جای مختلف به 700 زبان و با 600 شکل پیش

 500نفر طرح کردم و400 تای آن ها 300 جمله را به 200 زبان در 100 برگ ترجمه کردند

90 تای آن ها را در 80 روز  روزی 70 دفعه برای خودم نوشتم60 تای آن ها را آموختم50

بار  40روز  روزی 30 دفعه تکرار کردم 20 بار  10 سوال به مدت 9 روز تکرار کردم به 8

سوال  7بار  6جواب دادم در فاصله ی5روز دارای 4بار  3جا در مدت 2 روز تو را دیدم و

عاشقانه نگاهت کردم تا روزی برسد تا عاشقانه از نزدیک نگاهت کنم و بگویم

                 دوستت دارم پیمان جونم

            دادگاه عشق.قسمم قلبم.
وکیلم.دلم و حضار جمعی از عاشقان ودلسوختگان.
قاضی نامم را بلند خواند. گناهم را
دوست داشتن تو اعلام کرد
ومحکوم شدم به تنهایی ومرگ
کنار چوبه دار از من خواستن
آخرین خواسته ام را بگویم
و من گفتم به تو بگویند
دوستت دارم
 

 

ببار بارون٬شاید آروم بگیرم

 

ببار بارون٬منم با تو اسیرم

 

تک و تنها زیر باررون می شینم

 

واسه دلتنگی هام ماتم می گیرم

 

ببار ای آسمون٬حرفات ترانه است

 

تو هم مثل منی٬گریه ات بهانه است

 

ببار ای مهربون قلبم شکسته

 

ببار ای همزبون٬تنها و خسته

 

صدای چک چک آواز خوندن

 

ترانه تو قفس آوای بودن

 

ببار حالا از این درد زمونه

 

که تنها منو کرده دیوونه

 

بازم دلم بهانه کرده

 
 
 

غم رفتن تو حتی مجال قطره ای اشک به چشمان همیشه منتظرم را نداد

نگاهم که برگشت تو رفته بودی حتی دلت آنقدر مهربان نبود که در دفترم یادگاری بنویسی

یا برای آخرین بار موهایم را نوازش کنی!!

همیشه وقت رفتن تو با من غریبه می شدی آنقدر که حتی کلمات خودت را نیز از یاد می بردی!

نیستی تا ببینی اشکهایی که برای نیامدنشان زیر لب دعا کرده بودی حالا بدون تو و کلمات مهربانت

گونه های شب را خیسه خیس کرده است !

منه منتظر ـ کوچه خاطرات ـ دل شکسته ـ چشمان اشکبار همه قسم خورده ایم که تا ابد وفا دار

بمانیم به چشمانی که آنقدر سو نداشت که تنهایی دستها و غربت نگاهم را بفهمد!

آری ای مهربان نامهربان من !

بارها دفترم را بستم و به نگاهت با شرم نگریستم که بگویم دوستت دارم اما تو حتی عمق

حس مرا نفهمیدی .

بارها بی آنکه بدانی دستهایت را گرفتم و تا آینده ی آرامش بردم ولی افسوس ...افسوس که

من اشتباه کرده بودم و دل تو .......با من نبود!!!!

 

پیمان جونم همیشه با من بمان

 

بی تو منو به مرده ببین

 

نرو هیچ وقت

 

 

 

+نوشته شده در پنجشنبه 1387/03/09ساعت10:9 قبل از ظهرتوسط فروغ | |

پیمان جونم اولین سالگرد عشقمون مبارک

 

 

 

 

 

 

نسرین عزیزم... دوست دارم!

 

View Full Size Image   View Full Size Image            View Full Size Image

 

ظبط صوت مهدي مهربون  wWw.Juyom.2ir.ir

 

                                      

 

 

 

 

 

 

  

 

پیمان جونم اولین سا لگرد عشقمون مبارک

 

بخاطرعشق باید زندگی کرد.

احساس غریب...

عشق آن نیست که یک دل به صد یار دهی

عشق آن است که صد دل به یک یار دهی

عشق آن نیست که در کنارش باشی

عشق آن است که به یادش باشی

بهار من

 

زندگی به من آموخت كه چگونه گریه كنم

اما گریه به من نیاموخت كه چگونه زندگی كنم...

تو نیز به من آموختی چگونه دوست بدارم

 

خیلی زیبا دوست داشتی مجذوب دوست داشتن زیبای تو شدم

همیشه اینقدر دوستم داشته باش

پناه میبرم به چشمهای تو که عاشقی

به چشم مهربان واشنای تو که عاشقی

دخیل میشود تمام عمر    دستهای من

به پاکی ضریح دستهای تو که عاشقی

خدا  فرشته   اشک  لحظه ها چه اسمانی اند

به هرنفس کنم     دعای تو که عاشقی

به کوچه های اسمان شبیه باد میدوم

وداد میزنم :کجاست جای تو که عاشقی ؟                                                                                     خلاصه ی تمام شعرهای عاشقانه ام !

صبور سبز سرفراز !ای تو که عاشقی1

همیشه اسمانی وپراز شکوه پرزدن

همیشه من پرنده ام برای تو که عاشقی

شمع میسوزد و پروانه به دورش هر شب

                              من که میسوزم و پروانه ندارم چه کنم؟

 

 

          

   تنها تبسم بودو نگاه بین ما
     تنها تبسم و نگاه،اما...نه!
                      گاهی که از تب هیجان بی تاب می شدیم
                             گاهی که قلبهایمان می کوفت سهمگین
                                    گاهی که سینه هایمان چون کوره می گداخت

    دست تو بود در دست من ـ این دوستان پاک ـ
         کز شوق سربه دامان هم می گذاشتند
              و دراین پیوند بزرگ ـ پیوند دستها ـ
                    دلهای من و تو به خلوت هم راه داشتند

یکبار نیز اگر یادت باشد
 وقتی تو راهی سفر بودی
      یک لحظه،وای تنها یک لحظه
    سر روی شانه های یکدیگر آوردیم و گریستیم
                                                                 
                تنها نگاه بودو تبسم بین ما

                       ما پاک زیستیم

  جز آن نگاه وتبسم
               که مانند موج ریخت به هم هرچه ساختیم

          ما پاک سوختیم
         ما پاک باختیم.......          
                                            

تورا درزیر باران دوست دارم

تورا اندازه جان دوست دارم

تورا درخلـوت شبهـای انـدوه

تورا ای ماه تابان دوست دارم

بیـا امـروز حتـی وقـت دیـر است

به بند موی تواین دل اسیر است

بیاامروز فردایی ندارد

بیا دیراست دیراست باز دیر است

تویی تو خاطرات خوب و زیبا

تویی تو پـرنیان خواب و رویا

مـرا از تنگنای شب بـرون آر

بیا ای وسعت چشم تو دریا

 


+نوشته شده در سه شنبه 1387/03/07ساعت7:55 قبل از ظهرتوسط فروغ | |






Pix2u.coo.ir 

 

                               

کجا ؟

ای عزیز جان من ای مرهم دردهای من بی تو کجا روم ؟

گر زنده مانم نتوان زنده بود .

گر بمیرم نتوان مرده شوم .

عشق بر من دادی و محبت . عهد بستی بر من و وعده ها

زتو اموختم راز زندگی را

ز تو دریافتم راه زندگی را

بیتو زندگی عذاب بود

بیتو عاشقی گناه بود .

گمشده ام در جاده های تنهایی

گنهکار رمز عشق و عاشقی

با تو هر نفس اراسته ام

با تو هر کلام وابسته ام

ای جانان بهتر ز جان من

ای زیبا بهتر ز جهان من .

بیتو کجا روم .... کجا ؟
                         

در جدایی نیاید تابم

در تنهایی نیاید رازم .

بیتو چه کنم زندگانی و ازادگیم

بیتو چه کنم ارامی و ازادیم

تویی خدای دل پاک من

تویی قبله گاه و دین و ایمان من

ای عزیز جان من ای مرهم دردهای من

تو بگو

بی تو کجا روم ؟ کجا روم ؟

                       

روزی ما دوباره کبوتر هایمان را پیدا خواهیم کرد و مهربانی دست زیبایی را خواهد گرفت.

روزی که کمترین سرود بوسه است٬

و هر انسان برای هر انسان برادری است. روزی که دیگر درهای خانه شان را نمی بندند٬ قفل افسانه ایست و قلب برای زندگی بس است.

روزی که معنای هر سخن دوست داشتن است٬ تا تو به خاطر آخرین حرف دنبال سخن نگردی.

روزی که آهنگ هر حرف٬ زندگی است٬ تا من به خاطر آخرین شعر رنج جستجوی قافیه نبرم.

روزی که هر لب٬ ترانه نیست٬ تا کمترین سرود٬ بوسه باشد.

روزی که تو بیایی٬ برای همیشه بیایی و مهربانی با زیبایی یکسان شود.

روزی که ما دوباره برای کبوترهایمان دانه بریزیم ...

و می کشم٬ حتّی روزی که دیگر نباشم.


پیمام جون خودمی تو 

      

    این گلها تقدیم به شما

                            پیمام جون خودمی تو 

پیمام جون خودمی تو 

پیمام جون خودمی تو 

                    

 

پیمام جون خودمی تو            پیمام جون خودمی تو 

 

   

                             

 
پیمام جون خودمی تو             

+نوشته شده در جمعه 1387/03/03ساعت7:35 قبل از ظهرتوسط فروغ | |

       پیمان جونم مرسی با من آشتی کردی

 

 

        

 

 

 

 

                مرسی پیمان جونم با من آشتی کردی

 

 

          مرسی پیمان جو نم با من آشتی کردی

 

                           

+نوشته شده در پنجشنبه 1387/03/02ساعت6:42 بعد از ظهرتوسط فروغ | |

سلام  پیمان هم مثل همه مرد ها کم لطفی کرد و رفت اصلا 

 

فکرشو نمی کردم یه روز از من جدا بشه برای کاری که نکردم

 

و تهمتی که به من زد آخه من به  خدا خودمم نفهیدم چرا منو تنها گذاشت

 

آخه این همه عشق این همه دوست داشتن این همه محبت به خاطر یه

 

 

یه حرف رفت خد ا یا با ورم نمیشه چه کار کنم دارم میمیرم کاش کاری 

 

کرده بودم کاش تو هین کرده بودم کا ش خیا نت کرده بودم دلم  

 

نمی سوخت آخه برای یه کلمه حرف پیمان نمی دونم چه جور می خوای 

 

دل شکسته منو جمع کنی نمی دونی چقدر خوشحال بودم که با تو بودم

 

با تو تفریح می رفتم با تو غذا می خوردم با تو مریض می شدم

 

با تو تو رو یا های قشنگ می رفتم چرا این رویا رو از من گرفتی

 

پیمان نفریینت نمی کنم چون نمی تونم بکنم انشا الله مو فق پیروز سر بلند

 

با شی من کاری نکردم که لیا قت این همه تو هین و تحقیر رو از طرف تو

 

داشتم باشم می سپارمت به خدا سر پل صرات نمی بخشمت هیچ وقت

 

چون کاری نکردم که اینجور منو زیر پا ت لگد مال کردی

 

پیمان با دلی پر خون و پر از اشک و پر داغ واقعا انگار عزیز ترین

 

کسمو از دست داد م از تو جدا میشم و واگذارت می کنم به خدا

 

درست یک سال منو سر کار گذاشتی من اولش همه چیز گفتم

 

تو هم شرایط منو قبول کردی اگه می خواستی برای مثل یه مرد

 

می گفتی می خوام برم از دستت خسته شدم چرا منو اذیت کردی ؟؟

 

به امام رضا نمی بخشمت چون دلم بد جوری شکستی  دارم

 

                      دارم خون گر یه می کنم می فهمی

 

راستی ۹ خرداد سا لگرد عشقمون مبارک

 

و ۲۳تیر تولدت مبارک

 

چون دیگه حق ندارم زنگ بزنم پیشا پیش تبریک می گم

 

 

                     بای برای همیشه

۱۳۸۶ تا ۱۳۸۷

امروز ۱۳۸۷/۲/۳۱

ساعت یک  ظهر خیلی روز بدی خیلی بد

خدا نصیب هیچ کس نکنه از دست داد ن عزیز سخته

+نوشته شده در سه شنبه 1387/02/31ساعت1:7 بعد از ظهرتوسط فروغ | |

 

گفتم

 

 

 

تقدیم به امید زندگانی ام، تقدیم به شکوه شب و شکوه مهتاب، تقدیم به اشکهای سوزان روی

 کوه گونه هایت ، تقدیم به خنده های دلنشینت و نگاه های پنهانت .

تقدیم به تو ای خیال من ای آسمان قلبم و ای سرچشمه ی الهام من

                                        تقدیم به تو ای محبوب ترین قلبم.

تقدیم به تو که یادت از فکر من ، عشقت در قلب من ، و نگاهت همیشه در

ذهن من ماندگار و عطر مهربانیت همیشه در وجودم جاریست .

میدانی که طاقت دوری از تو را ندارم ولی جدایی با تو را دوست دارم.

                                                       می دانی چرا؟

چون با اینکه جدایی از تو  برایم دشوار  است ولی در عین حال دلپذیر هم

هست   ، زیرا به خاطر تو دلتنگی به سراغم می آید .

پس بدان که دل تنگی ها هم بخاطر تو دوست دارم و تو از حال من خبر نداری .

بنابراین:

              هر که می خواهد من و تو ما نشویم مرگش باد و خانه اش ویران.

 ای عزیزترینم:

                چه خوب شد که به دنیا آمدی و چه خوب شد که دنیای من  شدی .     

 

گفتم
....

گفتم تنهاهستم

              

       گفتی من هم

 

                 گفتم دوست دارم

 

                         گفتی من هم

 

                                 گفتم عاشقت هستم

 

                                          گفتی من هم

 

                                               گفتم می خوام باتو باشم

 

                                                       گفتی من هم

 

                                                               گفتم تاهمیشه؟

 

                                                                        سکوت کردی!

 

 

                                      

آخه تاکی؟!!!...

نمیدونم ازکجای این زندگی خسته وبی وفا بگم

ازکسی دلخورنیستم ازادمی دلگیرنیستم

ای خداکمکم کن خسته شدم ازاین زندگی

بایدتاکجای این زندگی برم تاکجاهاااااااااا؟؟؟

همه فکرمیکنن من ادم ضعفی هستم وعرضه هیچ کاری رو ندارم

فکرمیکنن چون به کسی کارندارم وباکسی بگومگونمیکنم ادم کوچیک وضعیفی هستم

آخه تاکی این همه سختی تاکی این همه دل شکستن

چرا همه ادمای خدا فقط بلدن دل رو بشکنن

مگه خدا واسه همه احساس ومحبت نذاشته

چرا همه منومیشکنن چرااااااااااااااااای خدا

آخه صبر هم حدی داره دیگه از خودم بدم میاد

تاکی باید پای رو دل خودم بزارم وبگم نه من نمیتونم ونبایددل کسی رو شکست

بزارهمه طمع دل شکستن رو بخورن تابدونن یعنی چه؟؟؟!!!

ای خدا فقط خودت میتونی به من کمک کنی



 

 

                   کسی هرگز نمی آید  

 

کسی هرگز به گلدانهای خشک قلب ما آبی نخواهد داد.

کسی بی شک کبوترهای زیبا را به اوج آسمان دعوت نخواهد کرد.

کسی دیگر کنار کوچه های شهر ما نرگس نخواهد کاشت.

دل از افسانه ها  بر کن .

کسی هرگز نمی آید .

مکن دل خوش  به هر باریکه راه خالی مهجور

مبین  هر  کهنه چرمی را  درفش  کاوه  رنجور

دل از اسطوره ها بر کن .

و بتهای حریم ذهن را با تیشه اندیشه ات بشکن .

تو خود اسطوره خواهی شد .

اگر باور کنی خود را

                                      

                                                  ای ناز  ناز  نازنین

 

 ای ناز  ناز  نازنین  با  نازنینان ناز   کن 

 

                      از   ما رفیقان درگذر با نارفیقان ناز کن

 

ای راز باز پر طنین  با  نکته دانان  یار شو

 

                     از   بزم پیران  درگذر با نوجوانان ناز  کن

 

ای   ساز ناز دلنشین با دلنوازان  راز  گو

 

                   از  ما خموشان درگذر با عندلیبان ناز  کن

 

ای  شاهباز  در کمین با بی نوایان یار شو

 

                   از  ما گدایان  درگذر  با شهریاران ناز  کن

 

ای جان جان عارفان بر شعر مومن ناز کن

 

                   از ما عزیزان درگذر با  جان جانان ناز  کن

 

 

 

+نوشته شده در پنجشنبه 1387/02/26ساعت8:12 قبل از ظهرتوسط فروغ | |

 

همه عمر بر ندارم سر از این خمار مستی

 

که هنوز من نبودم که تو بر دلم نشستی

 

تو که صدامو دوست داری

                                                     حال و هوامو دوست داری

خودم که هستم

                               واسه چی

                                                    

                                                           خاطره هامو دوست داری

پاره بکن نامه هامو

                                                          خودم که خوندنی ترم

حتی از خاطره ها

                                                 پیش تو موندنی ترم

اما نه پاره نکن

                           بزار بمونه پیش تو

                                                            دوست دارم که نامه ام   

                                    

                                           بسوزه با آتیش تو

 

 

+نوشته شده در شنبه 1387/02/21ساعت5:38 بعد از ظهرتوسط فروغ | |

هدیههدیههدیههدیههدیههدیه

 

پیمان منی تو

 

براي عشق تمنا كن ولي خار نشو

 

براي عشق قبول كن ولي غرورت را از دست نده

 

براي عشق گريه كن ولي به كسي نگو

 

براي عشق مثل شمع بسوز ولي نگذار پروانه ببينه

 

براي عشق پيمان ببند ولي پيمان نشكن

 

براي عشق جون خودتو بده ولي جون كسي رو نگير

 

براي عشق وصال كن ولي فرار نكن

 

براي عشق زندگي كن ولي عاشقانه زندگي كن

 

براي عشق بمير ولي كسي رو نكش

 

براي عشق خودت باش ولي خوب باش

 

v3dq51.jpg

زندگی، ارزش آنرا دارد که به آن فکـر کنی.
زندگی، ارزش آنرا دارد که ببویی اش چوگل، که بنوشی اش چوشهد.
زندگی، بغض فـروخورده نیست.
زندگی، داغ جگــــر گـــوشه نیست.
زندگی، لحظه دیدار گلــی خفته در گهــــواره است.
زندگی، شوق تبسم به لب خشکیده است.
زندگی، جـــرعه آبی است به هنگامه ظهـــر در بیابانی داغ.
زندگی، دست نوازش به ســر نوزادی است.
زندگی، بوسه به لبهای گلی است که به شوقت همه شب بیدارست.
زندگی، شـــوق وصال یار است.
زندگی، لحظه دیدار به هنگامــــــه یاس.
زندگی، تکیه زدن بر یــار است.
زندگی، چشمه جــوشان صفا و پاکـــی است.
زندگی، مـــوهبت عرضه شده بر من انسان خاکـــی است.
زندگی، قطعه ســـرودی زیباست که چکاوک خواند که به وجدت آرد به ســــرشاخه امید و رجا.
زندگی، راز فـروزندگی خورشید است.
زندگی، اوج درخشندگــــــی مهتــاب است.
زندگی، شاخه گلی در دست است که بدان عشق سراپا مست است.
زندگی، طعــم خوش زیستن است، شور عشقی برانگیختن است.
زندگی، درک چرا بودن است، گام زدن در ره آسودن است.
زندگی، مزه طعم شکلات به مذاق طفل است.
به، چقدر شیـــرین است.
زندگی، خاطــــره یک شب خوش، زیـــر نور مهتاب،
 

www.hamtaraneh.com
وقتي سرت رو رو شونه هاي کسي ميگذاري که دوستش داري بزرگترين آرامش دنيا رو تو خودت احساس ميکني و وقتي کسي که دوستش داري سرش رو رو شانه هات ميذاره احساس مي کني قوي ترين موجود جهاني...




قلبمو هديه مي دم بهت . مواظبش باش . نه به خاطر اينکه قلبمه به خاطر اينکه تو توشي





اگه کسي رو دوست داري نه براش ستاره باش نه آفتاب چون هردوشون مهمون زود گذرند. براش آسمون باش که هميشه بالاي سرش باشي






ديدی غزلی سرود؟ عاشق شده بود. انگار خودش نبود عاشق شده بود. افتاد.شکست . زير باران پوسيد آدم که نکشته بود . عاشق شده بود






با خیال تو به سر بردن اگر هست گناه...
با خبر باش که من غرق گناهم همه شب...





اگه شب خوابت نبرد به آسمون نگاه کن.ستاره هارو بشمار کم اومد!برو قطرات بارون رو بشار.کم اومد! به عشق من فکر کن چون هرگز کم نمی یاد






صدايت در گوشم زمزمه مي شود و نگاهت در ذهنم مجسم ولي... من تو را مي خواهم نه خيالت..

آخرین رویای عشق من
هديه
 
پیمان منی تو

 

 

+نوشته شده در شنبه 1387/02/21ساعت7:46 قبل از ظهرتوسط فروغ | |

 

فقط در حد يك لبخند ، لبتو رو قسمت من كن

 

اگه خورشيد من نيستي بيا شمعو رو روشن کن

 

تمناي شرابم نيست، يك جرعه آب شريكم باش

 

كنار چشمه رؤيا ، يك لحظه خواب شریکم باش

 

شريك زندگيم نيستي ، شريك آرزويم باش

 

اگه نيستي كنار من ، بيا و رو به رويم باش


سلامي كن گه و گاهي به نام آشنا بر من

 

همين اندازه هم بسه براي شور دل بستن


غزل خونم نباش ، اما به حرفي ساده شادم كن

 

اگر ديدي مرا بشناس، نمي گم اين كه يادم كن


يك عشق نابسامان را چه ساماني از اين خوشتر

 

شكايت نامه دل را چه پاياني از اين خوشتر

 

مهربانم، اي خوب من

ياد قلبت باشد؛ يک نفر هست  اين جا

بين آدم هايی، که همه سرد و غريبند با تو

تک و تنها، به تو مي انديشد و

  دلش از دوري تو دلگير است

ياد قلبت باشد؛ يک نفر هست که چشمش

به رهت دوخته بر در مانده

و شب و روز دعايش اين است؛

زير اين سقف بلند، هر کجايي هستی، به سلامت باشی

و دلت همواره، محو شادی و تبسم باشد...

يكي ديوانه اي آتش بر افروخت

 
در آن هنگامه جان خويش را سوخت


همه خاكسترش را باد مي برد


وجودش را جهان از ياد مي برد


تو همچون آتشي اي عشق جانسوز


من آن ديوانه مرد آتش افروز


من آن ديوانه آتش پرستم


در اين آتش خوشم تا زنده هستم


بزن آتش به عود استخوانم


كه بوي عشق برخيزد ز جانم


خوشم با اين چنين ديوانگي ها


كه مي خندم به آن فرزانگي ها


به غير از مردن و از ياد رفتن


غباري گشتن و بر باد رفتن


در اين عالم سرانجامي نداريم


چه فرجامي ؟ كه فرجامي نداريم


لهيبي همچو آه تيره روزان


بساز اي عشق و جانم را بسوزان


بيا آتش بزن خاكسترم كن

 کجایی عزیزم ببینی که تنهام

کجایی ببینی چه تاریک شبهام

چی شد تو نگاهت شوق پریدن بود

کجایی که بعد تو غم همدمم بود

نگاهم هنوزم تو حسرت نگاهت

بیا تا بریزم اشکامو به راهت

کجایی گله من تو رفتی می دونم

دلم تنگه واسه تو همیشه بهترینم

بدون تا ابد تو قلب منی

ولی باز چی شده که دور از منی

اونی که پر هاشو بست و نشست

چه ساده پرید و دلم رو شکست

نبودی ببینی چی اومد سر من

کجایی ببینی شکسته پر من

پر من شکسته نکن ناامیدم

بدون بعد چشمات خوشی رو ندیدم

چه شب ها نشستم می دونی

بسه گریه زاری که عاشق ترم می کنی

     

 

 

+نوشته شده در جمعه 1387/02/20ساعت10:55 بعد از ظهرتوسط فروغ | |